ducks swimming
شنا دادن اردک ها
wild ducks
اردک های وحشی
rubber ducks
اردک های لاستیکی
feeding ducks
تغذیه اردک ها
ducklings hatching
جفت شدن جوجه اردک
many ducks
اردک های زیاد
ducks quacking
صدای اردک
ducks crossed
اردک ها عبور کردند
cute ducks
اردک های دوست داشتنی
ducks floating
اردک ها شناور
we watched ducks swimming in the pond.
ما شاهد شنا کردن اردکها در برکه بودیم.
the children loved feeding the ducks bread.
کودکان عاشق غذا دادن نان به اردکها بودند.
a flock of ducks waddled across the field.
یک دسته اردک در سراسر مزرعه قدم زدند.
we counted twenty ducks by the river.
ما بیست اردک را کنار رودخانه شمردیم.
the farmer raised ducks for their eggs.
کشاورز برای تخم آنها اردک پرورش میداد.
the ducks quacked loudly in the morning.
اردکها صبحها با صدای بلند قار میکردند.
little ducks followed their mother closely.
اردکهای کوچک مادرشان را از نزدیک دنبال میکردند.
the ducks dived underwater to find food.
اردکها برای یافتن غذا در زیر آب غواصی میکردند.
we saw wild ducks flying south for the winter.
ما اردکهای وحشی را دیدیم که برای زمستان به سمت جنوب پرواز میکنند.
the ducks huddled together for warmth.
اردکها برای گرم ماندن در کنار هم جمع شدند.
the park is a great place to observe ducks.
پارک مکان خوبی برای مشاهده اردکها است.
the ducks nested near the edge of the lake.
اردکها در نزدیکی لبه دریاچه لانه میکردند.
ducks swimming
شنا دادن اردک ها
wild ducks
اردک های وحشی
rubber ducks
اردک های لاستیکی
feeding ducks
تغذیه اردک ها
ducklings hatching
جفت شدن جوجه اردک
many ducks
اردک های زیاد
ducks quacking
صدای اردک
ducks crossed
اردک ها عبور کردند
cute ducks
اردک های دوست داشتنی
ducks floating
اردک ها شناور
we watched ducks swimming in the pond.
ما شاهد شنا کردن اردکها در برکه بودیم.
the children loved feeding the ducks bread.
کودکان عاشق غذا دادن نان به اردکها بودند.
a flock of ducks waddled across the field.
یک دسته اردک در سراسر مزرعه قدم زدند.
we counted twenty ducks by the river.
ما بیست اردک را کنار رودخانه شمردیم.
the farmer raised ducks for their eggs.
کشاورز برای تخم آنها اردک پرورش میداد.
the ducks quacked loudly in the morning.
اردکها صبحها با صدای بلند قار میکردند.
little ducks followed their mother closely.
اردکهای کوچک مادرشان را از نزدیک دنبال میکردند.
the ducks dived underwater to find food.
اردکها برای یافتن غذا در زیر آب غواصی میکردند.
we saw wild ducks flying south for the winter.
ما اردکهای وحشی را دیدیم که برای زمستان به سمت جنوب پرواز میکنند.
the ducks huddled together for warmth.
اردکها برای گرم ماندن در کنار هم جمع شدند.
the park is a great place to observe ducks.
پارک مکان خوبی برای مشاهده اردکها است.
the ducks nested near the edge of the lake.
اردکها در نزدیکی لبه دریاچه لانه میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید