duelled

[ایالات متحده]/djuːəld/
[بریتانیا]/djuːəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوئل؛ یک رقابت یا درگیری بین دو طرف
vi. دوئل کردن؛ در یک مبارزه یا درگیری مشغول شدن
vt. با کسی دوئل کردن؛ در یک دوئل کشتن یا شکست دادن (کهن)

عبارات و ترکیب‌ها

duelled fiercely

با خشونت مبارزه کرد

duelled bravely

با شجاعت مبارزه کرد

duelled honorably

با شرافت مبارزه کرد

duelled openly

به طور آشکارا مبارزه کرد

duelled regularly

به طور منظم مبارزه کرد

duelled skillfully

با مهارت مبارزه کرد

duelled strategically

به طور استراتژیک مبارزه کرد

duelled passionately

با اشتیاق مبارزه کرد

duelled repeatedly

به طور مکرر مبارزه کرد

جملات نمونه

they duelled to settle their differences.

آنها برای حل اختلافات خود با یکدیگر مبارزه کردند.

the knights duelled for honor.

سواران برای افتخار با یکدیگر مبارزه کردند.

two rivals duelled at dawn.

دو رقیب در سپیده دم با یکدیگر مبارزه کردند.

he duelled with his best friend over a misunderstanding.

او به دلیل سوء تفاهم با بهترین دوست خود مبارزه کرد.

in the old days, men often duelled to defend their pride.

در دوران قدیم، مردان اغلب برای دفاع از غرور خود با یکدیگر مبارزه می‌کردند.

the two wizards duelled with powerful spells.

دو جادوگر با طلسم‌های قدرتمند با یکدیگر مبارزه کردند.

she watched as the two swordsmen duelled fiercely.

او تماشا کرد که دو شمشیرزن با خشونت با یکدیگر مبارزه می‌کنند.

the duel lasted for hours, with neither side giving in.

مبارزه ساعت‌ها طول کشید و هیچکدام از طرفین کوتاه نیامد.

they had duelled many times before, but this time felt different.

آنها قبلاً بارها با یکدیگر مبارزه کرده بودند، اما این بار احساس متفاوتی داشت.

after the duel, they shook hands as a sign of respect.

پس از مبارزه، آنها به عنوان نشانه احترام دست دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید