duelled fiercely
با خشونت مبارزه کرد
duelled bravely
با شجاعت مبارزه کرد
duelled honorably
با شرافت مبارزه کرد
duelled openly
به طور آشکارا مبارزه کرد
duelled regularly
به طور منظم مبارزه کرد
duelled skillfully
با مهارت مبارزه کرد
duelled strategically
به طور استراتژیک مبارزه کرد
duelled passionately
با اشتیاق مبارزه کرد
duelled repeatedly
به طور مکرر مبارزه کرد
they duelled to settle their differences.
آنها برای حل اختلافات خود با یکدیگر مبارزه کردند.
the knights duelled for honor.
سواران برای افتخار با یکدیگر مبارزه کردند.
two rivals duelled at dawn.
دو رقیب در سپیده دم با یکدیگر مبارزه کردند.
he duelled with his best friend over a misunderstanding.
او به دلیل سوء تفاهم با بهترین دوست خود مبارزه کرد.
in the old days, men often duelled to defend their pride.
در دوران قدیم، مردان اغلب برای دفاع از غرور خود با یکدیگر مبارزه میکردند.
the two wizards duelled with powerful spells.
دو جادوگر با طلسمهای قدرتمند با یکدیگر مبارزه کردند.
she watched as the two swordsmen duelled fiercely.
او تماشا کرد که دو شمشیرزن با خشونت با یکدیگر مبارزه میکنند.
the duel lasted for hours, with neither side giving in.
مبارزه ساعتها طول کشید و هیچکدام از طرفین کوتاه نیامد.
they had duelled many times before, but this time felt different.
آنها قبلاً بارها با یکدیگر مبارزه کرده بودند، اما این بار احساس متفاوتی داشت.
after the duel, they shook hands as a sign of respect.
پس از مبارزه، آنها به عنوان نشانه احترام دست دادند.
duelled fiercely
با خشونت مبارزه کرد
duelled bravely
با شجاعت مبارزه کرد
duelled honorably
با شرافت مبارزه کرد
duelled openly
به طور آشکارا مبارزه کرد
duelled regularly
به طور منظم مبارزه کرد
duelled skillfully
با مهارت مبارزه کرد
duelled strategically
به طور استراتژیک مبارزه کرد
duelled passionately
با اشتیاق مبارزه کرد
duelled repeatedly
به طور مکرر مبارزه کرد
they duelled to settle their differences.
آنها برای حل اختلافات خود با یکدیگر مبارزه کردند.
the knights duelled for honor.
سواران برای افتخار با یکدیگر مبارزه کردند.
two rivals duelled at dawn.
دو رقیب در سپیده دم با یکدیگر مبارزه کردند.
he duelled with his best friend over a misunderstanding.
او به دلیل سوء تفاهم با بهترین دوست خود مبارزه کرد.
in the old days, men often duelled to defend their pride.
در دوران قدیم، مردان اغلب برای دفاع از غرور خود با یکدیگر مبارزه میکردند.
the two wizards duelled with powerful spells.
دو جادوگر با طلسمهای قدرتمند با یکدیگر مبارزه کردند.
she watched as the two swordsmen duelled fiercely.
او تماشا کرد که دو شمشیرزن با خشونت با یکدیگر مبارزه میکنند.
the duel lasted for hours, with neither side giving in.
مبارزه ساعتها طول کشید و هیچکدام از طرفین کوتاه نیامد.
they had duelled many times before, but this time felt different.
آنها قبلاً بارها با یکدیگر مبارزه کرده بودند، اما این بار احساس متفاوتی داشت.
after the duel, they shook hands as a sign of respect.
پس از مبارزه، آنها به عنوان نشانه احترام دست دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید