durative

[ایالات متحده]/ˈdjʊəreɪtɪv/
[بریتانیا]/ˈdʊrətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ادامه‌دار برای مدت طولانی
n. چیزی که ادامه دارد؛ کیفیت ادامه‌داری

عبارات و ترکیب‌ها

durative aspect

جنبه استمراری

durative verb

فعل استمراری

durative form

فرم استمراری

durative action

عمل استمراری

durative meaning

معنای استمراری

durative tense

زمان استمراری

durative period

دوره استمراری

durative signal

نشانگر استمراری

durative quality

کیفیت استمراری

durative structure

ساختار استمراری

جملات نمونه

she enjoys durative activities like painting and gardening.

او از فعالیت‌های طولانی مانند نقاشی و باغبانی لذت می‌برد.

durative verbs often describe ongoing actions.

افعال طولانی مدت اغلب اعمال در حال انجام را توصیف می‌کنند.

he prefers durative tasks that allow him to focus.

او ترجیح می‌دهد وظایف طولانی مدت را انجام دهد که به او اجازه می‌دهد متمرکز بماند.

we need to plan for durative projects in our schedule.

ما باید برای پروژه‌های طولانی مدت در برنامه خود برنامه‌ریزی کنیم.

durative aspects in language can change the meaning significantly.

جنبه‌های طولانی مدت در زبان می‌توانند معنا را به طور قابل توجهی تغییر دهند.

she has a talent for durative performances in theater.

او در اجراهای طولانی مدت در تئاتر استعداد دارد.

durative exercises are essential for building endurance.

تمرینات طولانی مدت برای افزایش استقامت ضروری هستند.

he is engaged in durative research on climate change.

او در حال انجام تحقیقات طولانی مدت در مورد تغییرات آب و هوایی است.

we should prioritize durative learning experiences for students.

ما باید تجربیات یادگیری طولانی مدت را برای دانش آموزان در اولویت قرار دهیم.

durative habits can lead to long-term success.

عادات طولانی مدت می‌توانند منجر به موفقیت بلندمدت شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید