durative aspect
جنبه استمراری
durative verb
فعل استمراری
durative form
فرم استمراری
durative action
عمل استمراری
durative meaning
معنای استمراری
durative tense
زمان استمراری
durative period
دوره استمراری
durative signal
نشانگر استمراری
durative quality
کیفیت استمراری
durative structure
ساختار استمراری
she enjoys durative activities like painting and gardening.
او از فعالیتهای طولانی مانند نقاشی و باغبانی لذت میبرد.
durative verbs often describe ongoing actions.
افعال طولانی مدت اغلب اعمال در حال انجام را توصیف میکنند.
he prefers durative tasks that allow him to focus.
او ترجیح میدهد وظایف طولانی مدت را انجام دهد که به او اجازه میدهد متمرکز بماند.
we need to plan for durative projects in our schedule.
ما باید برای پروژههای طولانی مدت در برنامه خود برنامهریزی کنیم.
durative aspects in language can change the meaning significantly.
جنبههای طولانی مدت در زبان میتوانند معنا را به طور قابل توجهی تغییر دهند.
she has a talent for durative performances in theater.
او در اجراهای طولانی مدت در تئاتر استعداد دارد.
durative exercises are essential for building endurance.
تمرینات طولانی مدت برای افزایش استقامت ضروری هستند.
he is engaged in durative research on climate change.
او در حال انجام تحقیقات طولانی مدت در مورد تغییرات آب و هوایی است.
we should prioritize durative learning experiences for students.
ما باید تجربیات یادگیری طولانی مدت را برای دانش آموزان در اولویت قرار دهیم.
durative habits can lead to long-term success.
عادات طولانی مدت میتوانند منجر به موفقیت بلندمدت شوند.
durative aspect
جنبه استمراری
durative verb
فعل استمراری
durative form
فرم استمراری
durative action
عمل استمراری
durative meaning
معنای استمراری
durative tense
زمان استمراری
durative period
دوره استمراری
durative signal
نشانگر استمراری
durative quality
کیفیت استمراری
durative structure
ساختار استمراری
she enjoys durative activities like painting and gardening.
او از فعالیتهای طولانی مانند نقاشی و باغبانی لذت میبرد.
durative verbs often describe ongoing actions.
افعال طولانی مدت اغلب اعمال در حال انجام را توصیف میکنند.
he prefers durative tasks that allow him to focus.
او ترجیح میدهد وظایف طولانی مدت را انجام دهد که به او اجازه میدهد متمرکز بماند.
we need to plan for durative projects in our schedule.
ما باید برای پروژههای طولانی مدت در برنامه خود برنامهریزی کنیم.
durative aspects in language can change the meaning significantly.
جنبههای طولانی مدت در زبان میتوانند معنا را به طور قابل توجهی تغییر دهند.
she has a talent for durative performances in theater.
او در اجراهای طولانی مدت در تئاتر استعداد دارد.
durative exercises are essential for building endurance.
تمرینات طولانی مدت برای افزایش استقامت ضروری هستند.
he is engaged in durative research on climate change.
او در حال انجام تحقیقات طولانی مدت در مورد تغییرات آب و هوایی است.
we should prioritize durative learning experiences for students.
ما باید تجربیات یادگیری طولانی مدت را برای دانش آموزان در اولویت قرار دهیم.
durative habits can lead to long-term success.
عادات طولانی مدت میتوانند منجر به موفقیت بلندمدت شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید