duskinesses

[ایالات متحده]/ˈdʌskɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdʌskɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت کمرنگ یا تاریک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

duskinesses of evening

غروب‌های تاریک

shades of duskinesses

سایه‌های تاریکی

moods of duskinesses

حالت‌های تاریک

hues of duskinesses

آلوان تاریکی

whispers of duskinesses

نجواهای تاریکی

moments of duskinesses

لحظات تاریکی

feelings of duskinesses

احساسات تاریکی

echoes of duskinesses

بازتاب‌های تاریکی

layers of duskinesses

لایه‌های تاریکی

beauty of duskinesses

زیبایی تاریکی

جملات نمونه

the duskinesses of the evening created a serene atmosphere.

غروب تاریک و دلپذیر فضایی آرام ایجاد کرد.

we admired the duskinesses of the sky as the sun set.

ما به غروب تاریک آسمان خیره شدیم وقتی که خورشید غروب می‌کرد.

the artist captured the duskinesses in her painting beautifully.

هنرمند به زیبایی غروب تاریک را در نقاشی خود به تصویر کشید.

in the duskinesses of the forest, the sounds of nature came alive.

در غروب تاریک جنگل، صدای طبیعت زنده شد.

as night approached, the duskinesses deepened around us.

با نزدیک شدن شب، غروب تاریک اطراف ما عمیق‌تر شد.

the duskinesses of twilight are often a photographer's favorite.

غروب تاریک شب هنگام اغلب مورد علاقه عکاسان است.

walking through the duskinesses, we felt a sense of mystery.

در حالی که از میان غروب تاریک عبور می‌کردیم، احساس رمز و راز کردیم.

she enjoyed the duskinesses of the city as the lights began to twinkle.

او از غروب تاریک شهر لذت برد وقتی که چراغ‌ها شروع به چشمک زدن کردند.

the duskinesses of the landscape were painted in shades of blue and purple.

غروب تاریک منظره با رنگ‌های آبی و بنفش رنگ آمیزی شده بود.

in the duskinesses of the room, shadows danced on the walls.

در غروب تاریک اتاق، سایه‌ها روی دیوارها می‌رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید