dustups

[ایالات متحده]/ˈdʌstʌp/
[بریتانیا]/ˈdʌstʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنجال یا مزاحمت پر سر و صدا؛ آشوب یا سر و صدا

عبارات و ترکیب‌ها

dustup incident

حادثه درگیری

dustup over

درگیری بر سر

dustup between

درگیری بین

minor dustup

درگیری جزئی

public dustup

درگیری علنی

recent dustup

درگیری اخیر

dustup arises

درگیری ایجاد می‌شود

avoid dustup

از درگیری اجتناب کنید

dustup ensues

درگیری آغاز می‌شود

dustup resolved

درگیری حل شد

جملات نمونه

there was a minor dustup at the meeting over budget issues.

درجلسه در مورد مسائل بودجه، یک تنش جزئی وجود داشت.

the dustup between the two players escalated quickly.

تنش بین دو بازیکن به سرعت تشدید شد.

after the dustup, they decided to settle their differences peacefully.

پس از تنش، آنها تصمیم گرفتند اختلافات خود را به طور مسالمت آمیز حل کنند.

he got involved in a dustup over a parking space.

او درگیر تنشی بر سر یک جای پارک شد.

the dustup in the neighborhood drew a lot of attention.

تنش در محله توجه زیادی را به خود جلب کرد.

despite the dustup, they remained friends.

با وجود تنش، آنها دوست باقی ماندند.

she tried to calm the dustup before it got out of hand.

او سعی کرد تنش را قبل از اینکه از کنترل خارج شود آرام کند.

the dustup over the new policy surprised everyone.

تنش در مورد سیاست جدید همه را غافلگیر کرد.

after the dustup, they both realized they were wrong.

پس از تنش، هر دو متوجه شدند که اشتباه کرده اند.

he often finds himself in a dustup with his colleagues.

او اغلب خود را درگیر تنشی با همکارانش می بیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید