dynamites

[ایالات متحده]/ˈdaɪ.nə.maɪt/
[بریتانیا]/ˈdaɪ.nə.maɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای استفاده از دینامیت؛ ایجاد یک حس قوی
n. مواد منفجره استفاده شده برای معدن؛ افراد یا چیزهایی که باعث ایجاد حس قوی می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

big dynamites

پنجمات بزرگ

small dynamites

پنجمات کوچک

dynamites explosion

انفجار دینامیت

dynamites factory

کارخانه دینامیت

dynamites storage

ذخیره سازی دینامیت

dynamites safety

ایمنی دینامیت

dynamites test

آزمایش دینامیت

dynamites supply

تامین دینامیت

dynamites handling

رساندن دینامیت

dynamites delivery

تحویل دینامیت

جملات نمونه

they used dynamites to clear the land for construction.

آنها از پوتی‌ها برای پاکسازی زمین برای ساخت و ساز استفاده کردند.

he stored the dynamites safely away from the house.

او پوتی‌ها را به طور ایمن دور از خانه نگهداری کرد.

the mining company regularly uses dynamites to extract minerals.

شرکت معدن به طور منظم از پوتی‌ها برای استخراج مواد معدنی استفاده می‌کند.

they had to detonate the dynamites at a safe distance.

آنها مجبور شدند پوتی‌ها را در فاصله ایمن منفجر کنند.

we need to handle the dynamites with extreme caution.

ما باید پوتی‌ها را با احتیاط بسیار زیاد مدیریت کنیم.

the explosion from the dynamites was heard miles away.

انفجار ناشی از پوتی‌ها را در مسافت‌های طولانی شنیدند.

using dynamites can be very dangerous if not done correctly.

استفاده از پوتی‌ها می‌تواند بسیار خطرناک باشد اگر به درستی انجام نشود.

he explained how dynamites are used in demolition projects.

او توضیح داد که پوتی‌ها چگونه در پروژه‌های تخریب استفاده می‌شوند.

the team was trained to safely handle dynamites.

تیم برای مدیریت ایمن پوتی‌ها آموزش دید.

they needed permission to purchase dynamites for the project.

آنها برای خرید پوتی‌ها برای پروژه به اجازه نیاز داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید