earning

[ایالات متحده]/ˈɜːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɜrnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درآمد (حال استمراری از کسب کردن); پول به دست آمده یا دریافت شده

عبارات و ترکیب‌ها

earning money

کسب درآمد

earning potential

ظرفیت کسب درآمد

earning report

گزارش درآمد

earning income

درآمد کسب شده

earning statement

صورت حساب درآمد

earning growth

رشد درآمد

earning assets

دارایی‌های کسب درآمد

earning season

فصل گزارش درآمد

earning calls

تماس‌های درآمدی

earning trends

روندهای درآمدی

جملات نمونه

she is earning a good salary at her new job.

او حقوق خوبی در شغل جدیدش به دست می‌آورد.

he is focused on earning enough money for his family.

او روی کسب درآمد کافی برای خانواده‌اش تمرکز دارد.

they are earning recognition for their hard work.

آنها به دلیل تلاش سختشان مورد تحسین قرار می‌گیرند.

many students are earning scholarships to help with tuition.

بسیاری از دانش آموزان بورسیه تحصیلی برای کمک به هزینه تحصیل به دست می آورند.

she is earning extra income by freelancing.

او با انجام کارهای آزاد درآمد اضافی کسب می‌کند.

he is earning a reputation as a skilled chef.

او به عنوان یک سرآشپز ماهر، شهرت کسب می‌کند.

we are earning valuable experience through internships.

ما از طریق کارآموزی تجربه ارزشمندی کسب می‌کنیم.

she is earning points in the competition.

او در مسابقه امتیاز کسب می‌کند.

they are earning interest on their savings account.

آنها سود سپرده بانکی خود را کسب می‌کنند.

he is earning respect from his colleagues.

او از همکارانش احترام کسب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید