easeful

[ایالات متحده]/'iːzfəl/
[بریتانیا]/'iːzfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راحت; آسان

عبارات و ترکیب‌ها

easeful living

زندگی آسوده

easeful moments

لحظات آسوده

easeful mind

ذهن آسوده

easeful journey

سفر آسوده

easeful atmosphere

فضای آرامش بخش

easeful experience

تجربه آسوده

easeful days

روزهای آسوده

easeful flow

جریان آرام

easeful rhythm

ریتم آرام

easeful thoughts

افکار آسوده

جملات نمونه

she found an easeful way to solve the problem.

او راه آسانی برای حل مشکل پیدا کرد.

the easeful atmosphere in the garden helped her relax.

فضای آرام در باغ به او کمک کرد تا آرامش بگیرد.

he enjoys an easeful lifestyle by the beach.

او از یک سبک زندگی آرام در کنار ساحل لذت می برد.

they had an easeful conversation over coffee.

آنها در حالی که قهوه می خوردند، یک مکالمه آرام داشتند.

her easeful manner made everyone feel welcome.

رفتار آرام او باعث شد همه احساس استقبال کنند.

the easeful rhythm of the music was soothing.

ریتم آرام موسیقی آرامش بخش بود.

he completed the task in an easeful manner.

او این کار را به روشی آسان انجام داد.

they enjoyed an easeful hike through the forest.

آنها از یک پیاده روی آرام در جنگل لذت بردند.

the easeful flow of the conversation was refreshing.

جریان آرام مکالمه دلپذیر بود.

she painted in an easeful state of mind.

او با ذهنی آرام نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید