easefully done
به راحتی انجام شده
easefully gliding
به راحتی سر خوردن
easefully moving
به راحتی حرکت کردن
easefully speaking
به راحتی صحبت کردن
easefully flowing
به راحتی جاری شدن
easefully working
به راحتی کار کردن
easefully breathing
به راحتی نفس کشیدن
easefully resting
به راحتی استراحت کردن
easefully sleeping
به راحتی خوابیدن
easefully handled
به راحتی انجام شد
she drifted off to sleep easefully, lulled by the gentle rain.
او به راحتی و با نوازش باران ملایم به خواب رفت.
he completed the challenging puzzle easefully after some thought.
او پس از کمی فکر کردن، معما چالش برانگیز را به راحتی تکمیل کرد.
the experienced hiker navigated the trail easefully, despite the steep incline.
کوهنورد با تجربه با وجود شیب تند، مسیر را به راحتی پیمایش کرد.
the music played easefully in the background, creating a relaxing atmosphere.
موسیقی به راحتی در پسزمینه پخش میشد و فضایی آرامشبخش ایجاد میکرد.
the child splashed in the pool easefully, enjoying the warm water.
کودک با خوشحالی و به راحتی در استخر آب بازی کرد و از آب گرم لذت برد.
the team worked together easefully, achieving their goals efficiently.
تیم به راحتی و با کارآمدی با هم همکاری کردند و به اهداف خود دست یافتند.
he accepted the offer easefully, knowing it was a good opportunity.
او با دانستن اینکه فرصت خوبی است، پیشنهاد را به راحتی پذیرفت.
the conversation flowed easefully between them, filled with laughter and shared stories.
گفتگو بین آنها به راحتی جریان داشت و پر از خنده و داستانهای مشترک بود.
she managed the project easefully, demonstrating excellent organizational skills.
او پروژه را به راحتی مدیریت کرد و مهارتهای سازمانی عالی خود را نشان داد.
the boat glided across the water easefully, a picture of tranquility.
قایق به راحتی روی آب سر میخورد و تصویری از آرامش بود.
he settled into his chair easefully, ready to read a good book.
او به راحتی در صندلی خود نشست و آماده خواندن یک کتاب خوب بود.
easefully done
به راحتی انجام شده
easefully gliding
به راحتی سر خوردن
easefully moving
به راحتی حرکت کردن
easefully speaking
به راحتی صحبت کردن
easefully flowing
به راحتی جاری شدن
easefully working
به راحتی کار کردن
easefully breathing
به راحتی نفس کشیدن
easefully resting
به راحتی استراحت کردن
easefully sleeping
به راحتی خوابیدن
easefully handled
به راحتی انجام شد
she drifted off to sleep easefully, lulled by the gentle rain.
او به راحتی و با نوازش باران ملایم به خواب رفت.
he completed the challenging puzzle easefully after some thought.
او پس از کمی فکر کردن، معما چالش برانگیز را به راحتی تکمیل کرد.
the experienced hiker navigated the trail easefully, despite the steep incline.
کوهنورد با تجربه با وجود شیب تند، مسیر را به راحتی پیمایش کرد.
the music played easefully in the background, creating a relaxing atmosphere.
موسیقی به راحتی در پسزمینه پخش میشد و فضایی آرامشبخش ایجاد میکرد.
the child splashed in the pool easefully, enjoying the warm water.
کودک با خوشحالی و به راحتی در استخر آب بازی کرد و از آب گرم لذت برد.
the team worked together easefully, achieving their goals efficiently.
تیم به راحتی و با کارآمدی با هم همکاری کردند و به اهداف خود دست یافتند.
he accepted the offer easefully, knowing it was a good opportunity.
او با دانستن اینکه فرصت خوبی است، پیشنهاد را به راحتی پذیرفت.
the conversation flowed easefully between them, filled with laughter and shared stories.
گفتگو بین آنها به راحتی جریان داشت و پر از خنده و داستانهای مشترک بود.
she managed the project easefully, demonstrating excellent organizational skills.
او پروژه را به راحتی مدیریت کرد و مهارتهای سازمانی عالی خود را نشان داد.
the boat glided across the water easefully, a picture of tranquility.
قایق به راحتی روی آب سر میخورد و تصویری از آرامش بود.
he settled into his chair easefully, ready to read a good book.
او به راحتی در صندلی خود نشست و آماده خواندن یک کتاب خوب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید