ebbtides

[ایالات متحده]/ebˈtaɪdz/
[بریتانیا]/ɛbˈtaɪdz/

ترجمه

n. جزر کشیدن؛ جزر کاهشی

جملات نمونه

fishermen set out at ebbtides when the waters recede from the shore.

در زمان نزول آب‌های جزر، کشتی‌های صیادان به دریا می‌روند.

we observed the powerful ebbtides carving new patterns along the shoreline.

ما نمایش جزر قوی را که الگوهای جدیدی را در طول ساحل ایجاد می‌کنند، مشاهده کردیم.

the ancient ruins were revealed during the low ebbtides of autumn.

بناهای باستانی در زمان جزر پایین بهار در دشت‌های پاییز آشکار شدند.

children love to explore the rock pools left behind by ebbtides.

کودکان دوست دارند که در مخازن سنگی باقی‌مانده از جزر را کاوش کنند.

the lighthouse stands guard against the treacherous ebbtides of this coast.

نورهای ساحل در برابر جزر خطرناک این ساحل دفاع می‌کنند.

scientists study the relationship between moon phases and ebbtides.

دانشمندان رابطه بین فاز ماه و جزر را مطالعه می‌کنند.

local legends speak of treasures hidden by receding ebbtides.

داستان‌های محلی درباره گنجینه‌هایی که توسط جزر کاهش یافته پنهان شده‌اند.

the tide chart predicts unusually high ebbtides this weekend.

جدول جزر پیش‌بینی می‌کند که جزر غیرمعمول بالا در این هفته پایان هفته خواهد داشت.

walking along the beach during ebbtides offers peaceful meditation.

پیاده‌روی در ساحل در زمان جزر، به تأمل آرامش‌بخش منجر می‌شود.

coastal erosion accelerates with each passing set of ebbtides.

تخریب ساحل با هر مجموعه از جزر گذشته افزایش می‌یابد.

divers prefer exploring underwater caves during strong ebbtides.

غواصان به دنبال کاوش در غارهای زیر آب در زمان جزر قوی هستند.

the museum displays artifacts recovered from the ancient ebbtides.

موزه اثرات باستانی را که از جزر باستانی بازیافت شده‌اند، نمایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید