effete

[ایالات متحده]/ɪˈfiːt/
[بریتانیا]/ɪˈfiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ضعیف و ناتوان; در حالت افول; نرم و زنانه

عبارات و ترکیب‌ها

effete behavior

رفتار فرت‌افتاده

effete society

جامعه‌ی فرت‌افتاده

effete aristocracy

اشراف‌زادگان فرت‌افتاده

effete leadership

رهبری فرت‌افتاده

جملات نمونه

an effete system of education

یک سیستم آموزشی فرسوده

the authority of an effete aristocracy began to dwindle.

قدرت یک اشرافیت پژمرده آغاز به کاهش کرد.

the final, effete period of the baroque style.

دوران نهایی، پژمرده و فرسوده سبک باروک.

effete trendies from art college.

ترندهای پژمرده و فرسوده از کالج هنر.

an effete group of self-professed intellectuals.

یک گروه پژمرده و فرسوده از روشنفکران خودخوانده.

No one, therefore, can accuse Mr Webb of being an effete peacenik.

بنابراین، هیچ کس نمی‌تواند آقای وب را به داشتن صلح‌طلبی پژمرده و فرسوده متهم کند.

نمونه‌های واقعی

People in the north are astonished, you know, that we're not just effete Southerners.

مردم در شمال غافلگیر شده‌اند، می‌دانید، این که فقط جنوبیه ضعیف نیستیم.

منبع: Street interviews learning English

And the media, we're all effete, elitist assholes.

و رسانه ها، همه ما ضعیف، نخبه‌گرا و احمق هستیم.

منبع: Newsroom

It was soon predicted that the self-made men of yore would be replaced by effete company drones who did what they were told.

به زودی پیش‌بینی شد که مردان خودساخته دوران گذشته با زنبورهای عسل ضعیف شرکت که به آنها گفته می‌شد جایگزین شوند.

منبع: The Economist (Summary)

We hunt from the car, which the Major considered effete. The custom antedates automobiles, going back to the days of the hunting wagon.

ما از ماشین شکار می‌کنیم، که ژنرال آن را ضعیف می‌دانست. این رسم‌رسوم قبل از اتومبیل‌ها بوده و به دوران ارابه شکار بازمی‌گردد.

منبع: Cross Creek (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید