effluxes

[ایالات متحده]/ˈɛflʌks/
[بریتانیا]/ˈɛflʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند خروج; چیزی که خارج می‌شود; عمل گذر کردن; ترخیص یا افیوز پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

efflux rate

نرخ خروج

efflux pump

پمپ خروج

efflux mechanism

مکانیسم خروج

efflux transport

حمل خروج

efflux channel

کانال خروج

efflux pathway

مسیر خروج

efflux system

سیستم خروج

efflux inhibition

مهار خروج

efflux activity

فعالیت خروج

efflux regulation

تنظیم خروج

جملات نمونه

the efflux of water from the reservoir has been steady.

خروج آب از مخزن ثابت بوده است.

we observed the efflux of gases during the reaction.

ما خروج گازها را در طول واکنش مشاهده کردیم.

the efflux of information can lead to misunderstandings.

خروج اطلاعات می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

efflux pumps help bacteria resist antibiotics.

پمپ‌های خروجی به باکتری‌ها کمک می‌کنند تا در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاومت کنند.

the efflux of traffic from the city was heavy during rush hour.

خروج ترافیک از شهر در ساعات شلوغی سنگین بود.

researchers studied the efflux of nutrients in the ecosystem.

محققان جریان مواد مغذی را در اکوسیستم مطالعه کردند.

the efflux of energy in the form of heat is a natural process.

خروج انرژی به شکل گرما یک فرآیند طبیعی است.

efflux mechanisms are crucial in cellular processes.

مکانیسم‌های خروجی در فرآیندهای سلولی حیاتی هستند.

there was a significant efflux of talent from the company.

خروج قابل توجهی از استعداد از شرکت وجود داشت.

the efflux of air from the balloon was rapid.

خروج هوا از بادکنک سریع بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید