| جمع | eggcups |
small eggcup
لیوان کوچک تخم مرغ
ceramic eggcup
لیوان تخم مرغ سرامیکی
silver eggcup
لیوان تخم مرغ نقرهای
decorative eggcup
لیوان تزئینی تخم مرغ
eggcup holder
نگهدارنده لیوان تخم مرغ
glass eggcup
لیوان شیشهای تخم مرغ
plastic eggcup
لیوان پلاستیکی تخم مرغ
eggcup set
ست لیوان تخم مرغ
eggcup design
طراحی لیوان تخم مرغ
she placed the boiled egg in the eggcup carefully.
او با دقت تخم مرغ آب پز را در جا تخم مرغی قرار داد.
the eggcup was made of beautiful porcelain.
جا تخم مرغی از سرامیک زیبا ساخته شده بود.
he bought a set of colorful eggcups for the breakfast table.
او مجموعهای از جا تخم مرغی رنگارنگ برای میز صبحانه خرید.
each eggcup held a perfectly soft-boiled egg.
هر جا تخم مرغی یک تخم مرغ آب پز کاملاً نرم را در خود جای داده بود.
they served the eggs in stylish eggcups at the brunch.
آنها تخم مرغ ها را در جا تخم مرغی شیک در صرف شام میل کردند.
the children loved their cartoon-themed eggcups.
بچه ها عاشق جا تخم مرغی با مضمون کارتونی خودشان بودند.
after breakfast, she washed the eggcups and put them away.
بعد از صبحانه، او جا تخم مرغی را شست و کنار گذاشت.
he always forgets to use an eggcup when eating eggs.
او همیشه فراموش میکند هنگام خوردن تخم مرغ از جا تخم مرغی استفاده کند.
the eggcup was a gift from her grandmother.
جا تخم مرغی هدیهای از مادربزرگش بود.
she decorated the table with matching eggcups and plates.
او میز را با جا تخم مرغی و بشقاب های همسان تزئین کرد.
small eggcup
لیوان کوچک تخم مرغ
ceramic eggcup
لیوان تخم مرغ سرامیکی
silver eggcup
لیوان تخم مرغ نقرهای
decorative eggcup
لیوان تزئینی تخم مرغ
eggcup holder
نگهدارنده لیوان تخم مرغ
glass eggcup
لیوان شیشهای تخم مرغ
plastic eggcup
لیوان پلاستیکی تخم مرغ
eggcup set
ست لیوان تخم مرغ
eggcup design
طراحی لیوان تخم مرغ
she placed the boiled egg in the eggcup carefully.
او با دقت تخم مرغ آب پز را در جا تخم مرغی قرار داد.
the eggcup was made of beautiful porcelain.
جا تخم مرغی از سرامیک زیبا ساخته شده بود.
he bought a set of colorful eggcups for the breakfast table.
او مجموعهای از جا تخم مرغی رنگارنگ برای میز صبحانه خرید.
each eggcup held a perfectly soft-boiled egg.
هر جا تخم مرغی یک تخم مرغ آب پز کاملاً نرم را در خود جای داده بود.
they served the eggs in stylish eggcups at the brunch.
آنها تخم مرغ ها را در جا تخم مرغی شیک در صرف شام میل کردند.
the children loved their cartoon-themed eggcups.
بچه ها عاشق جا تخم مرغی با مضمون کارتونی خودشان بودند.
after breakfast, she washed the eggcups and put them away.
بعد از صبحانه، او جا تخم مرغی را شست و کنار گذاشت.
he always forgets to use an eggcup when eating eggs.
او همیشه فراموش میکند هنگام خوردن تخم مرغ از جا تخم مرغی استفاده کند.
the eggcup was a gift from her grandmother.
جا تخم مرغی هدیهای از مادربزرگش بود.
she decorated the table with matching eggcups and plates.
او میز را با جا تخم مرغی و بشقاب های همسان تزئین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید