eggcup

[ایالات متحده]/ˈɛɡkʌp/
[بریتانیا]/ˈɛɡˌkʌp/

ترجمه

n. یک فنجان کوچک برای سرو تخم مرغ آب پز؛ فنجانی که برای خوردن تخم مرغ استفاده می شود
Word Forms
جمعeggcups

عبارات و ترکیب‌ها

small eggcup

لیوان کوچک تخم مرغ

ceramic eggcup

لیوان تخم مرغ سرامیکی

silver eggcup

لیوان تخم مرغ نقره‌ای

decorative eggcup

لیوان تزئینی تخم مرغ

eggcup holder

نگهدارنده لیوان تخم مرغ

glass eggcup

لیوان شیشه‌ای تخم مرغ

plastic eggcup

لیوان پلاستیکی تخم مرغ

eggcup set

ست لیوان تخم مرغ

eggcup design

طراحی لیوان تخم مرغ

جملات نمونه

she placed the boiled egg in the eggcup carefully.

او با دقت تخم مرغ آب پز را در جا تخم مرغی قرار داد.

the eggcup was made of beautiful porcelain.

جا تخم مرغی از سرامیک زیبا ساخته شده بود.

he bought a set of colorful eggcups for the breakfast table.

او مجموعه‌ای از جا تخم مرغی رنگارنگ برای میز صبحانه خرید.

each eggcup held a perfectly soft-boiled egg.

هر جا تخم مرغی یک تخم مرغ آب پز کاملاً نرم را در خود جای داده بود.

they served the eggs in stylish eggcups at the brunch.

آنها تخم مرغ ها را در جا تخم مرغی شیک در صرف شام میل کردند.

the children loved their cartoon-themed eggcups.

بچه ها عاشق جا تخم مرغی با مضمون کارتونی خودشان بودند.

after breakfast, she washed the eggcups and put them away.

بعد از صبحانه، او جا تخم مرغی را شست و کنار گذاشت.

he always forgets to use an eggcup when eating eggs.

او همیشه فراموش می‌کند هنگام خوردن تخم مرغ از جا تخم مرغی استفاده کند.

the eggcup was a gift from her grandmother.

جا تخم مرغی هدیه‌ای از مادربزرگش بود.

she decorated the table with matching eggcups and plates.

او میز را با جا تخم مرغی و بشقاب های همسان تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید