egglayer

[ایالات متحده]/ˈeɡˌleɪə/
[بریتانیا]/ˈeɡˌleɪər/

ترجمه

n. زنی که فرزند زیادی دارد، معمولاً به صورت ناامید کننده استفاده می‌شود؛ لحن گویشی برای هواپیمای بمب‌گذار؛ گویش اینترنتی: زن میانسالی که به طور مداوم فرزند می‌گیرد
شکل‌های واژه
جمعegglayers

عبارات و ترکیب‌ها

the egglayer

تولیدکننده تخم

female egglayer

تولیدکننده تخم ماده

the egglayer's

تولیدکننده تخم

جملات نمونه

the commercial egglayer produces approximately 300 eggs per year.

تولیدکننده تخم‌گذار تجاری حدود 300 تخم در سال تولید می‌کند.

free-range egglayers require more space than caged ones.

تخم‌گذاران آزادرنج نسبت به تخم‌گذاران قفسی فضای بیشتری نیاز دارند.

the egglayer industry has adopted new animal welfare standards.

صنعت تخم‌گذاری به استانداردهای جدید کاهش درد حیوانات پذیرفته است.

genetic selection has improved egglayer productivity significantly.

انتخاب ژنتیکی به طور قابل توجهی بهره‌وری تخم‌گذار را بهبود بخشیده است.

proper nutrition is essential for egglayer health and egg quality.

تغذیه مناسب برای سلامتی تخم‌گذار و کیفیت تخم‌ها ضروری است.

the egglayer housing system includes automated feeding equipment.

سیستم مسکن تخم‌گذار شامل تجهیزات تغذیه‌ای خودکار است.

egglayer performance is monitored through daily egg counts and quality checks.

عملکرد تخم‌گذار از طریق شمارش روزانه تخم‌ها و بررسی کیفیت آن‌ها نظارت می‌شود.

some egglayer breeds are more disease-resistant than others.

برخی نژادهای تخم‌گذار مقاومت بیشتری در برابر بیماری‌ها دارند.

the egglayer farm upgraded to enriched cages last year.

مزرعه تخم‌گذار سال گذشته به قفس‌های تقویت‌شده به‌روزرسانی شد.

environmental controls help egglayers maintain consistent production.

کنترل‌های محیطی به تخم‌گذاران کمک می‌کنند تا تولید ثابتی داشته باشند.

egglayer mortality rates have decreased with better management practices.

نرخ مرگ‌ومیر تخم‌گذاران با بهبود روش‌های مدیریتی کاهش یافته است.

young egglayers begin laying eggs at around 18 weeks of age.

تخم‌گذاران جوان در حدود 18 هفته سن شروع به تخم‌گذاری می‌کنند.

the global egglayer market continues to expand with increasing demand.

بازار جهانی تخم‌گذاری با افزایش تقاضا به‌طور مداوم گسترش می‌یابد.

selective breeding has created highly efficient egglayers for modern farms.

تولید نژادی از تخم‌گذاران با کارایی بسیار بالا برای کشاورزی‌های مدرن ایجاد کرده است.

egglayer welfare regulations differ significantly between countries.

قوانین کاهش درد تخم‌گذاران بین کشورها به‌طور قابل توجهی متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید