egocentrisms

[ایالات متحده]/ˌiːɡəʊˈsɛntrɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌiːɡoʊˈsɛntrɪzəmz/

ترجمه

n. کیفیت متمرکز بودن بر خود

عبارات و ترکیب‌ها

social egocentrisms

خودمحوری‌های اجتماعی

extreme egocentrisms

خودمحوری‌های شدید

personal egocentrisms

خودمحوری‌های شخصی

cultural egocentrisms

خودمحوری‌های فرهنگی

political egocentrisms

خودمحوری‌های سیاسی

economic egocentrisms

خودمحوری‌های اقتصادی

psychological egocentrisms

خودمحوری‌های روانشناختی

moral egocentrisms

خودمحوری‌های اخلاقی

global egocentrisms

خودمحوری‌های جهانی

collective egocentrisms

خودمحوری‌های جمعی

جملات نمونه

his egocentrisms often alienate his friends.

خودمحوری او اغلب دوستانش را بیگانه می‌کند.

egocentrisms can hinder effective teamwork.

خودمحوری می‌تواند همکاری مؤثر را مختل کند.

she struggles with her egocentrisms in relationships.

او در روابط با خودمحوری خود دست و پنجه نرم می‌کند.

his constant egocentrisms make communication difficult.

خودمحوری مداوم او ارتباط را دشوار می‌کند.

overcoming egocentrisms is essential for personal growth.

غلبه بر خودمحوری برای رشد شخصی ضروری است.

her egocentrisms were evident in every conversation.

خودمحوری او در هر مکالمه‌ای آشکار بود.

he needs to recognize his egocentrisms to improve.

او برای بهبود باید خودمحوری خود را تشخیص دهد.

egocentrisms can lead to misunderstandings.

خودمحوری می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

addressing egocentrisms is crucial in therapy.

پرداختن به خودمحوری در درمان بسیار مهم است.

her egocentrisms often cloud her judgment.

خودمحوری او اغلب قضاوتش را مخدوش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید