social egocentrisms
خودمحوریهای اجتماعی
extreme egocentrisms
خودمحوریهای شدید
personal egocentrisms
خودمحوریهای شخصی
cultural egocentrisms
خودمحوریهای فرهنگی
political egocentrisms
خودمحوریهای سیاسی
economic egocentrisms
خودمحوریهای اقتصادی
psychological egocentrisms
خودمحوریهای روانشناختی
moral egocentrisms
خودمحوریهای اخلاقی
global egocentrisms
خودمحوریهای جهانی
collective egocentrisms
خودمحوریهای جمعی
his egocentrisms often alienate his friends.
خودمحوری او اغلب دوستانش را بیگانه میکند.
egocentrisms can hinder effective teamwork.
خودمحوری میتواند همکاری مؤثر را مختل کند.
she struggles with her egocentrisms in relationships.
او در روابط با خودمحوری خود دست و پنجه نرم میکند.
his constant egocentrisms make communication difficult.
خودمحوری مداوم او ارتباط را دشوار میکند.
overcoming egocentrisms is essential for personal growth.
غلبه بر خودمحوری برای رشد شخصی ضروری است.
her egocentrisms were evident in every conversation.
خودمحوری او در هر مکالمهای آشکار بود.
he needs to recognize his egocentrisms to improve.
او برای بهبود باید خودمحوری خود را تشخیص دهد.
egocentrisms can lead to misunderstandings.
خودمحوری میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
addressing egocentrisms is crucial in therapy.
پرداختن به خودمحوری در درمان بسیار مهم است.
her egocentrisms often cloud her judgment.
خودمحوری او اغلب قضاوتش را مخدوش میکند.
social egocentrisms
خودمحوریهای اجتماعی
extreme egocentrisms
خودمحوریهای شدید
personal egocentrisms
خودمحوریهای شخصی
cultural egocentrisms
خودمحوریهای فرهنگی
political egocentrisms
خودمحوریهای سیاسی
economic egocentrisms
خودمحوریهای اقتصادی
psychological egocentrisms
خودمحوریهای روانشناختی
moral egocentrisms
خودمحوریهای اخلاقی
global egocentrisms
خودمحوریهای جهانی
collective egocentrisms
خودمحوریهای جمعی
his egocentrisms often alienate his friends.
خودمحوری او اغلب دوستانش را بیگانه میکند.
egocentrisms can hinder effective teamwork.
خودمحوری میتواند همکاری مؤثر را مختل کند.
she struggles with her egocentrisms in relationships.
او در روابط با خودمحوری خود دست و پنجه نرم میکند.
his constant egocentrisms make communication difficult.
خودمحوری مداوم او ارتباط را دشوار میکند.
overcoming egocentrisms is essential for personal growth.
غلبه بر خودمحوری برای رشد شخصی ضروری است.
her egocentrisms were evident in every conversation.
خودمحوری او در هر مکالمهای آشکار بود.
he needs to recognize his egocentrisms to improve.
او برای بهبود باید خودمحوری خود را تشخیص دهد.
egocentrisms can lead to misunderstandings.
خودمحوری میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
addressing egocentrisms is crucial in therapy.
پرداختن به خودمحوری در درمان بسیار مهم است.
her egocentrisms often cloud her judgment.
خودمحوری او اغلب قضاوتش را مخدوش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید