eights

[ایالات متحده]/[eɪts]/
[بریتانیا]/[eɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از هشت نفر یا چیزها؛ عدد 8؛ یک قایق با هشت روئور
adj. مربوط به عدد هشت

عبارات و ترکیب‌ها

eight dollars

هشت دلار

eight years

هشت سال

eight o'clock

هشت صبح

eight times

هشت بار

eight feet

هشت فوت

eight inches

هشت اینچ

eight months

هشت ماه

eighteen years

هجده سال

eighteen months

هجده ماه

eighteen inches

هجده اینچ

جملات نمونه

the basketball team scored eighty-eight points in the game.

تیم والیبال در بازی ۸۸ امتیاز به دست آورد.

she had eight siblings growing up in a large family.

او در یک خانواده بزرگ، هشت خوشتی داشت.

he folded the laundry into neat stacks of eights.

او لباس‌ها را به دسته‌های هشت تایی مرتب کرد.

the octopus has eight arms, which help it move around.

کپتان هشت دست دارد که به آن کمک می‌کند تا حرکت کند.

they celebrated their eighth wedding anniversary with a special dinner.

آنها جشن هشتمین سالگرد ازدواج خود را با یک شام ویژه گرامی بار گذاشتند.

the number eight is considered lucky in chinese culture.

در فرهنگ چینی، عدد هشت به عنوان موفقیت‌آمیز در نظر گرفته می‌شود.

the building had eight floors and a rooftop terrace.

این ساختمان هشت طبقه و یک تراس روی تیره داشت.

she practiced her piano piece eight times before the concert.

او قطعه پیانو خود را قبل از کنسرت هشت بار تمرین کرد.

the spider had eight legs and spun a delicate web.

عنکبوت هشت پا داشت و یک پیچیدگی نازک را بافته است.

the recipe called for eight ounces of shredded cheese.

این دستور پخت و پز ۸ اونس پنیه شکسته را نیاز دارد.

he divided the cookies evenly among the eight children.

او کیکی‌ها را به طور مساوی بین هشت کودک تقسیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید