ejector

[ایالات متحده]/ɪˈdʒɛktə/
[بریتانیا]/ɪˈdʒɛktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پرتاب می‌کند یا اخراج می‌کند؛ دستگاهی برای اخراج چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

ejector seat

صندلی پرتابی

ejector pin

پین پرتابی

ejector system

سیستم پرتاب

ejector mechanism

مکانیزم پرتاب

ejector nozzle

نازل پرتاب

ejector pump

پمپ پرتاب

ejector fan

فن پرتابی

ejector rod

میله پرتاب

ejector blade

تیغه پرتاب

ejector assembly

مونتاژ پرتاب

جملات نمونه

the ejector mechanism is crucial for the printer's performance.

مکانیزم خارج‌کننده برای عملکرد چاپگر بسیار مهم است.

we need to replace the faulty ejector in the machine.

ما باید خارج‌کننده معیوب در دستگاه را تعویض کنیم.

the ejector seat saved the pilot's life during the emergency.

صندلی پران (اژکتور) جان خلبان را در شرایط اضطراری نجات داد.

adjusting the ejector settings improved the product quality.

تنظیمات خارج‌کننده را بهبود بخشید و کیفیت محصول را افزایش داد.

the ejector is designed to work under high pressure.

خارج‌کننده برای کارکرد تحت فشار بالا طراحی شده است.

check the ejector for any signs of wear and tear.

خارج‌کننده را از نظر هرگونه علائم سایش و پارگی بررسی کنید.

in the new model, the ejector has been significantly improved.

در مدل جدید، خارج‌کننده به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

the ejector function is essential for the system's efficiency.

عملکرد خارج‌کننده برای کارایی سیستم ضروری است.

understanding how the ejector works can help with troubleshooting.

درک نحوه عملکرد خارج‌کننده می‌تواند به رفع مشکلات کمک کند.

the ejector's design allows for quick and easy maintenance.

طراحی خارج‌کننده امکان نگهداری سریع و آسان را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید