electioneer

[ایالات متحده]/ɪ,lekʃə'nɪə/
[بریتانیا]/ɪ,lɛkʃən'ɪr/

ترجمه

n. درگیر شدن در فعالیت‌های انتخاباتی; شخصی که به‌طور فعال در حال کمپین است
vi. درگیر شدن در فعالیت‌های انتخاباتی; به‌طور فعال در یک کمپین شرکت کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریelectioneering
جمعelectioneers
شکل سوم شخص مفردelectioneers
زمان گذشتهelectioneered
قسمت سوم فعلelectioneered

نمونه‌های واقعی

President Felix Tshisekedi, who's seeking a second term, began electioneering with a rally at a stadium in the capital Kinshasa.

رئیس‌جمهور فلیکس تشیکه‌دی، که به دنبال کسب دوره دوم است، با برگزاری یک گردهمایی در استادیوم در پایتخت، کینشاسا، تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کرد.

منبع: BBC Listening of the Month

If it seems like he's electioneering back to the voters at home, the speech, you know, could potentially be stopped.

اگر به نظر برسد که او در حال بازگشت به سوی رای‌دهندگان در خانه است، سخنرانی، می‌دانید، ممکن است به طور بالقوه متوقف شود.

منبع: NPR News March 2015 Compilation

All the electorate encouraged him to electioneer because he was the most eligible in their hearts.

تمام رای‌دهندگان او را تشویق کردند تا تبلیغات انتخاباتی کند زیرا او در قلب‌های آنها واجد شرایط‌ترین بود.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید