electioneered

[ایالات متحده]/ɪˌlɛkʃəˈnɪəd/
[بریتانیا]/ɪˌlɛkʃəˈnɪrd/

ترجمه

v. به تبلیغ برای یک انتخابات پرداخته شود

عبارات و ترکیب‌ها

electioneered vigorously

تبلیغات تند و پیگیر

electioneered heavily

تبلیغات گسترده

electioneered openly

تبلیغات علنی

electioneered tirelessly

تبلیغات بی وقفه

electioneered passionately

تبلیغات با شور و اشتیاق

electioneered strategically

تبلیغات راهبردی

electioneered effectively

تبلیغات موثر

electioneered locally

تبلیغات محلی

electioneered actively

تبلیغات فعالانه

electioneered relentlessly

تبلیغات بی امان

جملات نمونه

she electioneered tirelessly for her candidate.

او به طور خستگی‌ناپذیری برای نامزدش تبلیغ کرد.

they electioneered in every neighborhood to gain support.

آنها در هر محله برای جلب حمایت تبلیغ کردند.

the volunteers electioneered outside the polling station.

داوطلبان در خارج از محل رای گیری تبلیغ کردند.

he electioneered on social media to reach younger voters.

او در رسانه های اجتماعی برای رسیدن به رای دهندگان جوان تبلیغ کرد.

during the campaign, they electioneered door-to-door.

در طول کمپین، آنها در از در تبلیغ کردند.

she electioneered with passion and determination.

او با شور و اشتیاق و قاطعیت تبلیغ کرد.

the candidates electioneered at local events to connect with voters.

نامزدها در رویدادهای محلی برای ارتباط با رای دهندگان تبلیغ کردند.

he electioneered for weeks leading up to the election.

او برای هفته ها قبل از انتخابات تبلیغ کرد.

they used flyers and posters to electioneer effectively.

آنها از پوسترها و تراکت ها برای تبلیغ موثر استفاده کردند.

electioneering is crucial in a competitive political landscape.

تبلیغات در یک فضای سیاسی رقابتی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید