| صفت یا فعل حال استمراری | canvassing |
| شکل سوم شخص مفرد | canvasses |
| جمع | canvasses |
| زمان گذشته | canvassed |
| قسمت سوم فعل | canvassed |
conduct a canvass
انجام یک نظرسنجی
canvass a district for votes
بررسی یک حوزه برای کسب رای
they're canvassing support among shareholders.
آنها در حال بررسی حمایت در میان سهامداران هستند.
the door had been canvassed over.
در باز بررسی شده بود.
early retirement was canvassed as a solution to the problem of unemployment.
بازنشستگی زودهنگام به عنوان راه حلی برای مشکل بیکاری بررسی شد.
the issues that were canvassed are still unresolved.
مسائلی که بررسی شده اند هنوز حل نشده اند.
they promised to canvass all member clubs for their views.
آنها قول دادند که از همه باشگاه های عضو برای کسب نظر آنها بررسی کنند.
in each ward, two workers canvassed some 2,000 voters.
در هر حوزه، دو کارگر 2000 رای دهنده را بررسی کردند.
He canvassed the papers, hunting for notices of jobs.
او روزنامه ها را بررسی کرد و به دنبال آگهی های استخدام بود.
I exscind my skin ,in order to canvass my heart,a vivid heart,a bloody heart,an entire heart.
من پوست خود را از بین می برم تا قلبم را بررسی کنم، قلبی زنده، قلبی خونین، قلبی کامل.
Here was a type of the travelling canvasser for a manufacturing house--a class which at that time was first being dubbed by the slang of the day “drummers.
این نوع از بازاریاب سیار برای یک کارخانه تولیدی بود - دسته ای که در آن زمان به طور عامیانه به آنها "درامر" گفته می شد.
conduct a canvass
انجام یک نظرسنجی
canvass a district for votes
بررسی یک حوزه برای کسب رای
they're canvassing support among shareholders.
آنها در حال بررسی حمایت در میان سهامداران هستند.
the door had been canvassed over.
در باز بررسی شده بود.
early retirement was canvassed as a solution to the problem of unemployment.
بازنشستگی زودهنگام به عنوان راه حلی برای مشکل بیکاری بررسی شد.
the issues that were canvassed are still unresolved.
مسائلی که بررسی شده اند هنوز حل نشده اند.
they promised to canvass all member clubs for their views.
آنها قول دادند که از همه باشگاه های عضو برای کسب نظر آنها بررسی کنند.
in each ward, two workers canvassed some 2,000 voters.
در هر حوزه، دو کارگر 2000 رای دهنده را بررسی کردند.
He canvassed the papers, hunting for notices of jobs.
او روزنامه ها را بررسی کرد و به دنبال آگهی های استخدام بود.
I exscind my skin ,in order to canvass my heart,a vivid heart,a bloody heart,an entire heart.
من پوست خود را از بین می برم تا قلبم را بررسی کنم، قلبی زنده، قلبی خونین، قلبی کامل.
Here was a type of the travelling canvasser for a manufacturing house--a class which at that time was first being dubbed by the slang of the day “drummers.
این نوع از بازاریاب سیار برای یک کارخانه تولیدی بود - دسته ای که در آن زمان به طور عامیانه به آنها "درامر" گفته می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید