eloped together
با هم فرار کردند
eloped secretly
به طور مخفیانه فرار کردند
eloped quickly
به سرعت فرار کردند
eloped happily
با خوشحالی فرار کردند
eloped recently
به تازگی فرار کردند
eloped unexpectedly
به طور غیرمنتظره فرار کردند
eloped at night
در شب فرار کردند
eloped for love
برای عشق فرار کردند
eloped with friends
با دوستان فرار کردند
eloped in haste
با عجله فرار کردند
they eloped to las vegas last weekend.
آنها آخر هفته گذشته به لاس وگاس فرار کردند.
the couple decided to elope instead of having a big wedding.
آنها تصمیم گرفتند به جای برگزاری یک عروسی بزرگ، فرار کنند.
after months of planning, they finally eloped.
پس از ماهها برنامهریزی، آنها بالاخره فرار کردند.
her parents were furious when they found out she had eloped.
وقتی والدینش فهمیدند که او فرار کرده است، عصبانی شدند.
they eloped in a small ceremony on the beach.
آنها در یک مراسم کوچک در ساحل فرار کردند.
many young couples choose to elope to avoid family pressure.
زوجهای جوان زیادی فرار میکنند تا از فشار خانواده اجتناب کنند.
he surprised everyone when he announced they had eloped.
وقتی اعلام کرد که آنها فرار کردهاند، او همه را غافلگیر کرد.
they planned to elope but ended up having a small wedding instead.
آنها قصد داشتند فرار کنند، اما در نهایت به جای آن یک عروسی کوچک برگزار کردند.
eloped together
با هم فرار کردند
eloped secretly
به طور مخفیانه فرار کردند
eloped quickly
به سرعت فرار کردند
eloped happily
با خوشحالی فرار کردند
eloped recently
به تازگی فرار کردند
eloped unexpectedly
به طور غیرمنتظره فرار کردند
eloped at night
در شب فرار کردند
eloped for love
برای عشق فرار کردند
eloped with friends
با دوستان فرار کردند
eloped in haste
با عجله فرار کردند
they eloped to las vegas last weekend.
آنها آخر هفته گذشته به لاس وگاس فرار کردند.
the couple decided to elope instead of having a big wedding.
آنها تصمیم گرفتند به جای برگزاری یک عروسی بزرگ، فرار کنند.
after months of planning, they finally eloped.
پس از ماهها برنامهریزی، آنها بالاخره فرار کردند.
her parents were furious when they found out she had eloped.
وقتی والدینش فهمیدند که او فرار کرده است، عصبانی شدند.
they eloped in a small ceremony on the beach.
آنها در یک مراسم کوچک در ساحل فرار کردند.
many young couples choose to elope to avoid family pressure.
زوجهای جوان زیادی فرار میکنند تا از فشار خانواده اجتناب کنند.
he surprised everyone when he announced they had eloped.
وقتی اعلام کرد که آنها فرار کردهاند، او همه را غافلگیر کرد.
they planned to elope but ended up having a small wedding instead.
آنها قصد داشتند فرار کنند، اما در نهایت به جای آن یک عروسی کوچک برگزار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید