elsewise noted
در غیر این صورت ذکر شده
elsewise stated
در غیر این صورت بیان شده
elsewise required
در غیر این صورت مورد نیاز
elsewise indicated
در غیر این صورت نشان داده شده
elsewise mentioned
در غیر این صورت ذکر شده
elsewise specified
در غیر این صورت مشخص شده
elsewise advised
در غیر این صورت توصیه شده
elsewise discussed
در غیر این صورت مورد بحث
elsewise applied
در غیر این صورت اعمال شده
elsewise understood
در غیر این صورت درک شده
we must finish this project; elsewise, we will miss the deadline.
ما باید این پروژه را تمام کنیم؛ در غیر این صورت، مهلت را از دست خواهیم داد.
she should study harder; elsewise, she might fail the exam.
او باید بیشتر مطالعه کند؛ در غیر این صورت، ممکن است در امتحان قبول نشود.
he needs to apologize; elsewise, their friendship may end.
او باید عذرخواهی کند؛ در غیر این صورت، دوستی آنها ممکن است به پایان برسد.
we should leave now; elsewise, we’ll be late for the concert.
ما باید الان برویم؛ در غیر این صورت، برای کنسرت دیر خواهیم کرد.
make sure to save your work; elsewise, you might lose it.
مطمئن شوید که کار خود را ذخیره کنید؛ در غیر این صورت، ممکن است آن را از دست بدهید.
he must wear a coat; elsewise, he’ll catch a cold.
او باید کت بپوشد؛ در غیر این صورت، سرما خواهد خورد.
they need to follow the rules; elsewise, there will be consequences.
آنها باید قوانین را رعایت کنند؛ در غیر این صورت، عواقبی وجود خواهد داشت.
you should check the weather; elsewise, you might get wet.
بهتر است هوا را بررسی کنید؛ در غیر این صورت، خیس خواهید شد.
she has to practice daily; elsewise, she won’t improve.
او باید روزانه تمرین کند؛ در غیر این صورت، پیشرفت نخواهد کرد.
we need to save money; elsewise, we won’t be able to travel.
ما باید پول پس انداز کنیم؛ در غیر این صورت، نمی توانیم سفر کنیم.
elsewise noted
در غیر این صورت ذکر شده
elsewise stated
در غیر این صورت بیان شده
elsewise required
در غیر این صورت مورد نیاز
elsewise indicated
در غیر این صورت نشان داده شده
elsewise mentioned
در غیر این صورت ذکر شده
elsewise specified
در غیر این صورت مشخص شده
elsewise advised
در غیر این صورت توصیه شده
elsewise discussed
در غیر این صورت مورد بحث
elsewise applied
در غیر این صورت اعمال شده
elsewise understood
در غیر این صورت درک شده
we must finish this project; elsewise, we will miss the deadline.
ما باید این پروژه را تمام کنیم؛ در غیر این صورت، مهلت را از دست خواهیم داد.
she should study harder; elsewise, she might fail the exam.
او باید بیشتر مطالعه کند؛ در غیر این صورت، ممکن است در امتحان قبول نشود.
he needs to apologize; elsewise, their friendship may end.
او باید عذرخواهی کند؛ در غیر این صورت، دوستی آنها ممکن است به پایان برسد.
we should leave now; elsewise, we’ll be late for the concert.
ما باید الان برویم؛ در غیر این صورت، برای کنسرت دیر خواهیم کرد.
make sure to save your work; elsewise, you might lose it.
مطمئن شوید که کار خود را ذخیره کنید؛ در غیر این صورت، ممکن است آن را از دست بدهید.
he must wear a coat; elsewise, he’ll catch a cold.
او باید کت بپوشد؛ در غیر این صورت، سرما خواهد خورد.
they need to follow the rules; elsewise, there will be consequences.
آنها باید قوانین را رعایت کنند؛ در غیر این صورت، عواقبی وجود خواهد داشت.
you should check the weather; elsewise, you might get wet.
بهتر است هوا را بررسی کنید؛ در غیر این صورت، خیس خواهید شد.
she has to practice daily; elsewise, she won’t improve.
او باید روزانه تمرین کند؛ در غیر این صورت، پیشرفت نخواهد کرد.
we need to save money; elsewise, we won’t be able to travel.
ما باید پول پس انداز کنیم؛ در غیر این صورت، نمی توانیم سفر کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید