eluate

[ایالات متحده]/ˈɛl.ju.eɪt/
[بریتانیا]/ˈɛl.ju.eɪt/

ترجمه

n. مایعی که از یک مخلوط جامد یا مایع خارج شده است؛ محلولی که پس از فرآیند شستشو به دست می‌آید
Word Forms
جمعeluates

عبارات و ترکیب‌ها

eluate solution

محلول خارج‌سازی

eluate volume

حجم خارج‌سازی

eluate collection

جمع‌آوری خارج‌سازی

eluate analysis

تجزیه و تحلیل خارج‌سازی

eluate concentration

غلظت خارج‌سازی

eluate recovery

بازیابی خارج‌سازی

eluate preparation

تهیه خارج‌سازی

eluate extraction

استخراج خارج‌سازی

eluate testing

آزمایش خارج‌سازی

eluate purification

تصفیه خارج‌سازی

جملات نمونه

the eluate was collected for further analysis.

مایع حاصل جمع‌آوری برای تجزیه و تحلیل بیشتر جمع‌آوری شد.

we need to measure the concentration of the eluate.

ما باید غلظت حلال را اندازه‌گیری کنیم.

the eluate contains valuable compounds.

حلال حاوی ترکیبات ارزشمند است.

after the process, the eluate was tested for purity.

پس از فرآیند، حلال برای خلوص آزمایش شد.

it is important to store the eluate properly.

نگهداری صحیح از حلال مهم است.

the color of the eluate indicated the presence of contaminants.

رنگ حلال نشان‌دهنده وجود آلاینده‌ها بود.

we will analyze the eluate using chromatography.

ما حلال را با استفاده از کروماتوگرافی تجزیه و تحلیل خواهیم کرد.

the eluate was subjected to further purification steps.

حلال تحت مراحل بیشتر خالص‌سازی قرار گرفت.

samples of the eluate were sent for testing.

نمونه‌های حلال برای آزمایش ارسال شدند.

the composition of the eluate can vary with different conditions.

ترکیب حلال می‌تواند با شرایط مختلف متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید