embonpoints

[ایالات متحده]/ˌæm.bɒ̃ˈpwæ̃/
[بریتانیا]/ˌæm.bənˈpwæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقی; تپلی

عبارات و ترکیب‌ها

embonpoint figure

شکل эмбонпо

embonpoint style

سبک эмбонпо

embonpoint appearance

ظاهر эмбонпо

embonpoint body

بدن эмбонпо

embonpoint charm

جاذبه эмбонпо

embonpoint beauty

زیبایی эмбонпо

embonpoint model

مدل эмбонпо

embonpoint shape

شکل эмбонпо

embonpoint aesthetic

زیست‌یاد эмбонпо

embonpoint allure

جذابیت эмбонпо

جملات نمونه

she has an attractive embonpoint that many admire.

او دارای یک چربی جذاب است که بسیاری آن را تحسین می‌کنند.

his embonpoint is a sign of his love for good food.

چربی او نشانه‌ای از عشق او به غذای خوب است.

embonpoint can be seen as a symbol of prosperity in some cultures.

چربی می‌تواند به عنوان نمادی از شکوفایی در برخی فرهنگ‌ها دیده شود.

she dresses elegantly, accentuating her embonpoint.

او با وقار لباس می‌پوشد و به چربی خود تاکید می‌کند.

his embonpoint gives him a jolly appearance.

چربی او به او ظاهری شاداب می‌دهد.

many models now embrace their natural embonpoint.

بسیاری از مدل‌ها اکنون چربی طبیعی خود را می‌پذیرند.

embonpoint is often celebrated in art and literature.

چربی اغلب در هنر و ادبیات جشن گرفته می‌شود.

she feels confident in her embonpoint and loves to show it off.

او در مورد چربی خود احساس اعتماد به نفس می‌کند و دوست دارد آن را به نمایش بگذارد.

his embonpoint is a result of a sedentary lifestyle.

چربی او نتیجه یک سبک زندگی کم تحرک است.

she often jokes about her embonpoint during family gatherings.

او اغلب در جمع‌های خانوادگی در مورد چربی خود شوخی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید