embossments

[ایالات متحده]/[ˈembəʊsmənts]/
[بریتانیا]/[ˈembəʊsmənts]/

ترجمه

n. طرح‌های برجسته روی یک سطح؛ عمل ایجاد طرح‌های برجسته؛ یک طرح برجسته

عبارات و ترکیب‌ها

adding embossments

اضافه کردن برجستگی‌ها

detailed embossments

برجستگی‌های دقیق

creating embossments

ایجاد برجستگی‌ها

visible embossments

برجستگی‌های قابل مشاهده

intricate embossments

برجستگی‌های پیچیده

raised embossments

برجستگی‌های برجسته

with embossments

با برجستگی‌ها

studying embossments

مطالعه برجستگی‌ها

analyzing embossments

تجزیه و تحلیل برجستگی‌ها

elegant embossments

برجستگی‌های ظریف

جملات نمونه

the ancient coins featured intricate embossments depicting roman emperors.

سکه های باستانی دارای برجستگی های پیچیده ای بودند که تصویر شماریان رومی را نشان می دادند.

the leather-bound journal had subtle embossments of floral patterns.

دفترچه یادداشت جلد چرمی دارای برجستگی های ظریف الگوهای گلدار بود.

we examined the embossments on the metal plate under a microscope.

ما برجستگی ها را روی صفحه فلزی با استفاده از یک میکروسکوپ بررسی کردیم.

the company added embossed lettering to the product packaging for a premium feel.

شرکت برای ایجاد حس لوکس، حروف برجسته ای را به بسته بندی محصول اضافه کرد.

the artist used a specialized tool to create delicate embossments in the clay.

هنرمند از یک ابزار تخصصی برای ایجاد برجستگی های ظریف در خاک رس استفاده کرد.

the book cover displayed elegant embossments of the author's name and title.

جلد کتاب دارای برجستگی های ظریف نام و عنوان نویسنده بود.

the wedding invitations featured beautiful embossments of intertwined vines.

دعوتنامه های عروسی دارای برجستگی های زیبا از تاک های در هم تنیده بودند.

the paper stock was chosen for its ability to hold detailed embossments.

نوع کاغذ به دلیل توانایی آن در نگهداری از برجستگی های دقیق انتخاب شد.

the museum displayed a collection of pottery with elaborate embossments.

موزه مجموعه ای از ظروف سفالی با برجستگی های پیچیده به نمایش گذاشت.

the printing process allowed for subtle embossments without ink.

فرآیند چاپ این امکان را فراهم می کرد که بدون جوهر، برجستگی های ظریفی ایجاد شود.

the architect incorporated embossments into the building's facade for visual interest.

معمار برای ایجاد جذابیت بصری، برجستگی هایی را در نمای ساختمان گنجاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید