encamping

[ایالات متحده]/ɪnˈkæmpɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈkæmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برپایی یک کمپ

عبارات و ترکیب‌ها

encamping near

چادر زدن در نزدیکی

encamping site

محل کمپ

encamping area

منطقه کمپ

encamping gear

تجهیزات کمپ

encamping trip

سفر کمپ

encamping rules

قوانین کمپ

encamping experience

تجربه کمپ

encamping location

موقعیت کمپ

encamping setup

راه اندازی کمپ

encamping adventure

ماجراجویی کمپ

جملات نمونه

they enjoyed encamping by the river during their summer vacation.

آنها از اردو زدن کنار رودخانه در تعطیلات تابستانی خود لذت بردند.

encamping in the mountains offers a unique experience.

اردو زدن در کوه‌ها یک تجربه منحصر به فرد ارائه می‌دهد.

the group decided encamping would be the best way to connect with nature.

گروه تصمیم گرفت که اردو زدن بهترین راه برای ارتباط با طبیعت است.

encamping under the stars is a magical experience.

اردو زدن زیر ستارگان یک تجربه جادویی است.

we spent the weekend encamping at the national park.

ما آخر هفته را در پارک ملی اردو زدیم.

encamping with friends can strengthen your bonds.

اردو زدن با دوستان می‌تواند پیوندهای شما را تقویت کند.

they prepared their gear for encamping in the wilderness.

آنها وسایل خود را برای اردو زدن در طبیعت وحشی آماده کردند.

encamping near the beach was a refreshing getaway.

اردو زدن نزدیک ساحل یک فرار دلپذیر بود.

she loves encamping because it allows her to unplug from technology.

او اردو زدن را دوست دارد زیرا به او اجازه می‌دهد از فناوری جدا شود.

encamping with family creates lasting memories.

اردو زدن با خانواده خاطرات ماندگاری ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید