encender

[ایالات متحده]/ɪnˈθɛndər/
[بریتانیا]/ɪnˈθɛndər/

ترجمه

n. محفظه

عبارات و ترکیب‌ها

i encender the tv

من تلویزیون را روشن می‌کنم

don't forget to encender the heater

فراموش نکن که بخاری را روشن کنی

time to encender the fireplace

وقت آن است که شومینه را روشن کنیم

she always forgets to encender the lights

او همیشه فراموش می‌کند که چراغ‌ها را روشن کند

please encender the stove

لطفاً اجاق گاز را روشن کنید

they're going to encender the grill

آنها می‌خواهند باربکیو را روشن کنند

i've already encender the oven

من قبلاً فر را روشن کرده‌ام

we need to encender más luces

ما به نورهای بیشتری نیاز داریم

encendería the fireplace if i could

اگر می‌توانستم شومینه را روشن می‌کردم

جملات نمونه

please turn on the lights, it's getting dark in here.

لطفاً نورها را روشن کنید، اینجا تاریک است.

she lit a candle to create a romantic atmosphere for dinner.

او شمعی روشن کرد تا فضایی عاشقانه برای شام ایجاد کند.

he turned on the television to watch the evening news.

او تلویزیون را روشن کرد تا خبرهای شب را تماشا کند.

despite the no-smoking sign, he lit a cigarette outside the building.

با وجود علامت ممنوعیت استعمال دخانیات، او بیرون ساختمان سیگاری روشن کرد.

the family gathered around as the father lit the fire in the fireplace.

خانواده دور هم جمع شدند وقتی پدر آتش را در شومینه روشن کرد.

turn on the computer, i need to finish this report before midnight.

کامپیوتر را روشن کن، من باید این گزارش را قبل از полунощ تمام کنم.

it's extremely hot today, let me turn on the air conditioning.

امروز بسیار گرم است، اجازه دهید من تهویه مطبوع را روشن کنم.

she turned on the radio and danced to her favorite song.

او رادیو را روشن کرد و به آهنگ مورد علاقه خود رقصید.

the mechanic turned on the engine to check if it was running smoothly.

مکانیک موتور را روشن کرد تا بررسی کند که آیا به درستی کار می‌کند یا خیر.

they lit candles throughout the house during the power outage.

آنها در هنگام قطع برق، شمع‌ها را در سراسر خانه روشن کردند.

press the button to turn on the coffee maker, it's programmed for seven.

برای روشن کردن دستگاه قهوه ساز دکمه را فشار دهید، برای ساعت هفت برنامه ریزی شده است.

he forgot to turn off the stove after lighting the gas.

او بعد از روشن کردن گاز فراموش کرد که اجاق گاز را خاموش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید