despertar

[ایالات متحده]/dɪˈspɜːtɑːr/
[بریتانیا]/dɪˈspɜːrtaːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم زدن خواب؛ بیدار کردن؛ بیدار ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

despertar temprano

despertar a

despertar el

despertar mi

despertar un

despertar la

جملات نمونه

the loud noise will despertar the sleeping dog.

ساعت زنگ‌دار صبح امروز نتوانست او را بیدار کند، بنابراین دیر به سر کار رسید.

try to despertar her early for the flight.

صدای مرموز بیرون کنجکاوی او را برانگیخت و او برای بررسی به آنجا رفت.

she wants to despertar the children before breakfast.

طلوع خورشید در کوهستان به ما کمک کرد تا به طور طبیعی بدون هیچ زنگی بیدار شویم.

please do not despertar the baby.

سیاست جدید توجه چندانی در بین کارمندان برانگیخت.

a gentle touch might despertar him.

بوی عجیب در آشپزخانه باعث ایجاد سوءظن در مورد ایمنی غذا شد.

the spring sunshine will despertar the sleeping flowers.

تماشای آلبوم عکس‌های قدیمی خاطرات زمان‌های شادتر را زنده کرد.

we need to despertar their interest in history.

سخنرانی قدرتمند احساسات عمیقی را در همه کسانی که در آن شرکت کردند، برانگیخت.

the documentary managed to despertar my curiosity about marine life.

او همیشه برای بیدار شدن قبل از ظهر در روزهای تعطیل خود تلاش می‌کند.

his speech failed to despertar any sympathy from the crowd.

خبرهای فوری توجه بینندگان در سراسر جهان را جلب کرد.

the recent crisis helped to despertar national consciousness.

فیلم ترسناک به طور خاص برای ایجاد ترس در بین تماشاچیان طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید