endear

[ایالات متحده]/ɪnˈdɪə(r)/
[بریتانیا]/ɪnˈdɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را احساس عشق یا نزدیکی دادن; کسی را برای دیگران عزیز کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

endear someone to

به کسی نزدیک شدن

endearment

عشق

be endearing

دلنشین بودن

جملات نمونه

an endearing little grin.

یک لبخند کوچک دلنشین.

the endearing charm of a little child.

جذابیت دلنشین یک کودک.

a couple whose kindness endeared them to friends.

یک زوج که مهربانی آنها باعث محبوبیت آنها در بین دوستان شد.

He managed to endear himself to my entire family.

او موفق شد خود را برای کل خانواده من دوست‌دار کند.

The government’s record on employment did not endear them to the voters.

عملکرد دولت در زمینه اشتغال باعث محبوبیت آنها در بین رای دهندگان نشد.

one of his more endearing habits

یکی از عادات دلپذیرتر او

The professor's drollness endeared him to his students.

خوشمزگی استاد باعث محبوبیت او در بین دانشجویان شد.

Granny's kindness endeared her to everyone in the community.

مهربانی مادربزرگ باعث محبوبیت او در بین همه افراد جامعه شد.

Her kindness of heart endeared her to everyone.

مهربانی قلبش باعث محبوبیت او در بین همه شد.

Flora's spirit and character endeared her to everyone who met her.

روح و شخصیت فلو باعث محبوبیت او در بین همه کسانی که با او ملاقات می‌کردند شد.

His easy trainability, devotion to family, and friendly temperament endear him to all.

قابلیت آموزش آسان، تعهد به خانواده و اخلاق دوستانه او را برای همه دوست‌دار می‌کند.

Characters' eyes are etched in endearing, twinkly curves.

چشم‌های شخصیت‌ها در منحنی‌های دلپذیر و چشمک‌زن حک شده‌اند.

That you have used every ruthless stratagem to win the much-coveted promotion hasn't endeared you to your rivals.

این واقعیت که شما از هر ترفند بی‌رحمانه برای به دست آوردن ارتقای بسیار مورد نظر استفاده کرده‌اید، باعث نشده که رقبای شما شما را دوست داشته باشند.

IN THIS ARTICLE: Crime writer Agatha Christie's endearing supersleuth Miss Marple started life in 1930, in Murder at the Vicarage, as "a nasty old cat" with an unpleasant habit of interfering.

در این مقاله: نویسنده جنایی آگاتا کریستی، کارآگاه ماهر و دلپذیر میس مارپل، زندگی خود را در سال 1930 در «قتل در خانه کشیش» آغاز کرد، به عنوان «گربه‌ای بدجنس و پیر» با عادت ناخوشایند دخالت.

نمونه‌های واقعی

Something to endear myself a little bit.

کاری کنم تا کمی مورد لطف خودم قرار بگیرید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

'Cause you thought it would endear you to someone.

چون فکر کردی این باعث می شود مورد توجه کسی قرار بگیری.

منبع: Billions Season 1

The " Lion City" is home to various endearing tourist attractions giving visitors much to look forward to.

«شهر شیر» میزبان جاذبه‌های گردشگری دوست‌داشتنی متعددی است که برای بازدیدکنندگان چیزهای زیادی برای انتظار کشیدن دارد.

منبع: Travel around the world

Now, don't listen to him, Pheebs, all right? I think it's endearing.

حالا به حرفش گوش نده، فیبس، باشه؟ من فکر می‌کنم دوست‌داشتنی است.

منبع: Friends (Video Version) Season 1

That act increased his fame and endeared him to all of Australia.

آن عمل باعث افزایش شهرت او شد و او را برای همه استرالیا دوست‌داشتنی کرد.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Those and other factors have endeared him to a wider, contemporary public.

آنها و عوامل دیگر باعث شده اند که او برای عموم مردم مدرن و گسترده تر دوست داشتنی شود.

منبع: The Economist (Summary)

The divorce measure isn't likely to endear her any further to conservatives.

به احتمال زیاد آن اقدام باعث محبوبیت بیشتر او در بین محافظه کاران نخواهد شد.

منبع: NPR News January 2014 Compilation

But of his many acts of mischief, this was one that first endeared Dobby to the world.

اما از میان کارهای شیطنت آمیز او، این یکی از اولین کارهایی بود که باعث شد دبلی برای جهان دوست داشتنی شود.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Possibly my crippling clumsiness was seen as endearing rather than pathetic, casting me as a damsel in distress.

شاید دست و پا چلفتی طاقت فرسا من به عنوان دوست داشتنی دیده می شد تا اینکه رقت انگیز باشد و من را به عنوان دوشیزه ای در معرض خطر نشان دهد.

منبع: Twilight: Eclipse

Reindeer are endearing animals, with their wide brown eyes, furry antlers, soft fur and enormous snow-proof padded hooves.

هرند (گوزن شمالی) حیواناتی دوست داشتنی هستند، با چشمان قهوه ای بزرگ، شاخ های پوشیده از خز، خز نرم و سم های بزرگ ضد برف.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید