endeared to me
عزیز من
endeared by love
عزیز من از طریق عشق
endeared by kindness
عزیز من از طریق مهربانی
endeared to us
عزیز ما
endeared to all
عزیز همه
endeared by friendship
عزیز من از طریق دوستی
endeared through memories
عزیز از طریق خاطرات
endeared by laughter
عزیز از طریق خنده
endeared to children
عزیز کودکان
endeared by time
عزیز از طریق زمان
her kindness endeared her to everyone in the community.
مهربانی او باعث محبوبیت او در میان همه افراد جامعه شد.
the puppy's playful nature endeared it to the children.
طبع بازیگوش توله سگ باعث محبوبیت آن در میان کودکان شد.
his dedication to his work endeared him to his colleagues.
تعهد او به کار باعث محبوبیت او در میان همکارانش شد.
the movie's charming characters endeared it to audiences worldwide.
شخصیتهای جذاب فیلم باعث محبوبیت آن در سراسر جهان شد.
her unique style endeared her to fashion enthusiasts.
سبک منحصر به فرد او باعث محبوبیت او در میان علاقهمندان به مد شد.
the author's relatable stories endeared her to readers.
داستانهای قابل ارتباط نویسنده باعث محبوبیت او در میان خوانندگان شد.
his sense of humor endeared him to the audience.
حس شوخ طبعی او باعث محبوبیت او در میان مخاطبان شد.
the charity's efforts to help the needy endeared it to the public.
تلاشهای خیریه برای کمک به نیازمندان باعث محبوبیت آن در میان مردم شد.
the team's resilience endeared them to their fans.
استقامت تیم باعث محبوبیت آنها در میان طرفدارانشان شد.
her passion for teaching endeared her to her students.
اشتیاق او به آموزش باعث محبوبیت او در میان دانش آموزانش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید