endeared

[ایالات متحده]/ɪnˈdɪəd/
[بریتانیا]/ɪnˈdɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شد کسی مانند کسی/چیزی شود

عبارات و ترکیب‌ها

endeared to me

عزیز من

endeared by love

عزیز من از طریق عشق

endeared by kindness

عزیز من از طریق مهربانی

endeared to us

عزیز ما

endeared to all

عزیز همه

endeared by friendship

عزیز من از طریق دوستی

endeared through memories

عزیز از طریق خاطرات

endeared by laughter

عزیز از طریق خنده

endeared to children

عزیز کودکان

endeared by time

عزیز از طریق زمان

جملات نمونه

her kindness endeared her to everyone in the community.

مهربانی او باعث محبوبیت او در میان همه افراد جامعه شد.

the puppy's playful nature endeared it to the children.

طبع بازیگوش توله سگ باعث محبوبیت آن در میان کودکان شد.

his dedication to his work endeared him to his colleagues.

تعهد او به کار باعث محبوبیت او در میان همکارانش شد.

the movie's charming characters endeared it to audiences worldwide.

شخصیت‌های جذاب فیلم باعث محبوبیت آن در سراسر جهان شد.

her unique style endeared her to fashion enthusiasts.

سبک منحصر به فرد او باعث محبوبیت او در میان علاقه‌مندان به مد شد.

the author's relatable stories endeared her to readers.

داستان‌های قابل ارتباط نویسنده باعث محبوبیت او در میان خوانندگان شد.

his sense of humor endeared him to the audience.

حس شوخ طبعی او باعث محبوبیت او در میان مخاطبان شد.

the charity's efforts to help the needy endeared it to the public.

تلاش‌های خیریه برای کمک به نیازمندان باعث محبوبیت آن در میان مردم شد.

the team's resilience endeared them to their fans.

استقامت تیم باعث محبوبیت آنها در میان طرفدارانشان شد.

her passion for teaching endeared her to her students.

اشتیاق او به آموزش باعث محبوبیت او در میان دانش آموزانش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید