endpin

[ایالات متحده]/ˈɛndpɪn/
[بریتانیا]/ˈɛndˌpɪn/

ترجمه

n. میخی یا گیره‌ای که برای حمایت از انتهای یک ساز زهی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

endpin adjustment

تنظیمات پای انتهایی

endpin placement

محل قرارگیری پای انتهایی

endpin height

ارتفاع پای انتهایی

endpin support

پشتیبانی پای انتهایی

endpin design

طراحی پای انتهایی

endpin style

سبک پای انتهایی

endpin material

جنس پای انتهایی

endpin tension

کشیدگی پای انتهایی

endpin connection

اتصال پای انتهایی

endpin release

آزادسازی پای انتهایی

جملات نمونه

the endpin of the cello helps stabilize the instrument.

سرویس انتهایی ویولنسل به تثبیت ساز کمک می‌کند.

adjusting the endpin can change the sound projection.

تنظیم سرویس انتهایی می‌تواند انتشار صدا را تغییر دهد.

he prefers a longer endpin for better comfort.

او ترجیح می‌دهد از یک سرویس انتهایی بلندتر برای راحتی بیشتر استفاده کند.

the endpin is crucial for maintaining the cello's position.

سرویس انتهایی برای حفظ موقعیت ویولنسل بسیار مهم است.

she replaced the broken endpin with a new one.

او سرویس انتهایی شکسته را با یک سرویس انتهایی جدید جایگزین کرد.

many cellists customize their endpin for personal preference.

بسیاری از ویولن‌سل‌ها سرویس انتهایی خود را بر اساس ترجیح شخصی خود سفارشی می‌کنند.

using a rubber endpin can prevent slipping on stage.

استفاده از یک سرویس انتهایی لاستیکی می‌تواند از لغزش روی صحنه جلوگیری کند.

the endpin height can affect your playing posture.

ارتفاع سرویس انتهایی می‌تواند بر وضعیت بدنی شما هنگام نواختن تأثیر بگذارد.

he adjusted the endpin to suit his playing style.

او سرویس انتهایی را متناسب با سبک نواختن خود تنظیم کرد.

she always checks her endpin before performances.

او همیشه سرویس انتهایی خود را قبل از اجرا بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید