enlacing

[ایالات متحده]/ɪnˈleɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈleɪsɪŋ/

ترجمه

v. عمل گره زدن یا پیچیدن دور

عبارات و ترکیب‌ها

enlacing vines

در هم تنیدگی تاک‌ها

enlacing arms

در هم تنیدگی دست‌ها

enlacing roots

در هم تنیدگی ریشه‌ها

enlacing branches

در هم تنیدگی شاخه‌ها

enlacing tendrils

در هم تنیدگی پیچه‌ها

enlacing flowers

در هم تنیدگی گل‌ها

enlacing ribbons

در هم تنیدگی روبان‌ها

enlacing paths

در هم تنیدگی مسیرها

enlacing shadows

در هم تنیدگی سایه‌ها

enlacing dreams

در هم تنیدگی رویاها

جملات نمونه

the vines were enlacing the old stone wall.

گیاهان رونده دیوار سنگی قدیمی را در بر می‌گرفتند.

her fingers were enlacing his as they walked.

در حالی که راه می‌رفتند، انگشتانش دستان او را در هم می‌پیچید.

the river was enlacing the valley beautifully.

رودخانه به زیبایی در میان دره پیچیده بود.

the dancers moved gracefully, enlacing around each other.

رقص‌كنان با ظرافت به دور هم می‌چرخیدند.

the ivy was enlacing the ancient tree.

سرخ‌دار درخت باستانی را در بر گرفته بود.

they were enlacing their lives together through marriage.

آنها زندگی خود را از طریق ازدواج با هم در هم آمیختند.

the ribbons were enlacing the gifts beautifully.

نوارهای رنگی به زیبایی هدیه‌ها را تزئین کرده بودند.

enlacing their arms, they enjoyed the sunset.

با در هم آمیختن دست‌هایشان، از غروب آفتاب لذت بردند.

the clouds were enlacing the mountain peaks.

ابرها نوک کوه‌ها را در بر گرفته بودند.

the artist depicted a scene of two lovers enlacing in a dance.

هنرمند صحنه‌ای از دو عاشق را در حال رقص در هم تنیده به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید