enrapturing

[ایالات متحده]/ɪnˈræptʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ɛnˈræptʃərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد لذت یا خوشحالی زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

enrapturing beauty

زیبای مسحور کننده

enrapturing music

موسیقی مسحور کننده

enrapturing story

داستان مسحور کننده

enrapturing performance

اجرای مسحور کننده

enrapturing moment

لحظه مسحور کننده

enrapturing art

هنر مسحور کننده

enrapturing landscape

منظره مسحور کننده

enrapturing dance

رقص مسحور کننده

enrapturing experience

تجربه مسحور کننده

جملات نمونه

the enrapturing melody filled the room.

ملودی مسحورکننده اتاق را پر کرد.

her enrapturing smile captivated everyone.

لبخند مسحورکننده او همه را مجذوب خود کرد.

the artist's enrapturing performance left the audience in awe.

اجای پرشور و مسحورکننده هنرمند، مخاطبان را در شگفت فرو برد.

he found the enrapturing book hard to put down.

او کتاب مسحورکننده را سخت می‌توانست کنار بگذارد.

the enrapturing sunset painted the sky in vibrant colors.

غروب خورشید مسحورکننده آسمان را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

her enrapturing stories kept the children entertained.

داستان‌های مسحورکننده او کودکان را سرگرم می‌کرد.

the enrapturing view from the mountain top was breathtaking.

منظره مسحورکننده از بالای کوه نفس‌گیر بود.

the enrapturing dance performance drew a standing ovation.

اجای رقص مسحورکننده تشویق ایستاده را به همراه داشت.

listening to her enrapturing voice was a delight.

گوش دادن به صدای مسحورکننده او لذت بخش بود.

the enrapturing fragrance of flowers filled the garden.

عطر مسحورکننده گل‌ها باغ را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید