ensconce

[ایالات متحده]/ɪnˈskɒns/
[بریتانیا]/ɪnˈskɑːns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به راحتی یا به طور snugly جاگیر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

ensconce in comfort

در آرامش پناه گرفتن

ensconce in luxury

در تجمل پناه گرفتن

جملات نمونه

Ensconce you in in the heart hard.

در دل سخت خود را در خود جای دهید.

He ensconced himself in a armchair.

او خود را در یک صندلی راحتی قرار داد.

She ensconced herself in an armchair.

او خود را در یک صندلی راحتی قرار داد.

Agnes ensconced herself in their bedroom.

اگنیس خود را در اتاق خواب آنها قرار داد.

He ensconced himself in a comfortable chair.

او خود را در یک صندلی راحت قرار داد.

John was happily ensconced at West Point.

جان به طور خوشحال در وست پوینت قرار داشت.

He ensconced himself in the armchair.

او خود را در صندلی راحتی قرار داد.

We have ensconce ourselves in the most beautiful villa in the south of france.

ما خود را در زیباترین ویلا در جنوب فرانسه قرار داده ایم.

نمونه‌های واقعی

Phileas Fogg, snugly ensconced in his corner, did not open his lips.

فیلیاس فوگ، که به راحتی در گوشه خود جای گرفته بود، لب باز نکرد.

منبع: Around the World in Eighty Days

But Nicolas Maduro is still ensconced in the presidential palace.

اما نیکلاس مادورو هنوز در کاخ ریاست جمهوری پنهان شده است.

منبع: NPR News July 2020 Compilation

You don't know where I am. My physical body is safely ensconced in a secure, undisclosed location.

شما نمی‌دانید من کجا هستم. بدن فیزیکی من به طور ایمن در یک مکان امن و نامعلوم پنهان شده است.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

Until I can transfer my intellect to a more durable container my body will remain safely ensconced in my bed.

تا زمانی که بتوانم ذهن خود را به یک ظرف بادوام‌تر منتقل کنم، بدنم به طور ایمن در تختم پنهان خواهد ماند.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

King was the product of a middle-class upbringing, and of a family ensconced in Atlanta's black bourgeoisie.

کین محصول یک خانواده با طبقه متوسط ​​بود و خانواده‌ای که در بورژوازی سیاه‌ آتلانتا پنهان شده بود.

منبع: The Economist (Summary)

Once they were securely ensconced at the Gryffindor table for dinner, however, he felt safe enough to tell them.

با این حال، وقتی به طور ایمن در سر میز Gryffindor برای شام جای گرفتند، او احساس کرد که به اندازه کافی امن است تا به آنها بگوید.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

" It gets very dark when we don't have any snow, " said Strifeldt, ensconced in his modern office.

«وقتی برف نداریم خیلی تاریک می‌شود،» استریفلدت گفت، در دفتر مدرن خود پنهان شده بود.

منبع: The Guardian (Article Version)

Eustacia bounded into the vehicle and sat on the stool, ensconced from view on the side towards the trackway.

اوستاشیا با سرعت وارد وسیله نقلیه شد و روی نیمکت نشست و از دید خارج، در سمت مسیر حرکت کرد.

منبع: Returning Home

Now ensconced in Burgundy with his wife and young family, he is the only non-Frenchman ever to have made Chambertin.

اکنون در بورگوندی با همسر و خانواده جوانش پنهان شده است، او تنها غیر فرانسوی است که تا به حال Chambertin را تولید کرده است.

منبع: The Economist - Arts

Or happily ensconced with some newer version?

یا خوشحالانه پنهان شده با یک نسخه جدیدتر؟

منبع: After You (Me Before You #2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید