ensue

[ایالات متحده]/ɪnˈsjuː/
[بریتانیا]/ɪnˈsuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به وقوع پیوستن یا اتفاق افتادن به عنوان نتیجه‌ای از چیز دیگری؛ به عنوان یک پیامد دنبال کردن

vt. پیگیری کردن یا جستجو کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریensuing
زمان گذشتهensued
شکل سوم شخص مفردensues
قسمت سوم فعلensued

عبارات و ترکیب‌ها

ensuing event

واقعه‌ی بعدی

جملات نمونه

Let him seek peace and ensue it!

بگذارید او صلح را بجوید و آن را دنبال کند!

What will ensue from / on these actions?

چه چیزی از این اقدامات حاصل خواهد شد؟

The trouble ensued from this misunderstanding.

مشکل از این سوء تفاهم نشأت گرفت.

Otherwise, inundation would ensue to our dismay.

در غیر این صورت، سیلاب به ناراحتی ما منجر می شود.

Trouble will ensue if wind of this scandal gets out.

اگر خبر این رسوایی لو شد، مشکلات به وجود خواهد آمد.

Who knows what a bother may ensue from overpopulation?

چه کسی می‌داند که چه زحمت یا مشکلی ممکن است از ازدحام جمعیت ناشی شود؟

the difficulties which ensued from their commitment to Cuba.

مشکلاتی که از تعهد آنها به کوبا ناشی شد.

the fierce air battles that ensued over the Pacific.

درگیری‌های هوایی شدید که بر فراز اقیانوس آرام رخ داد.

a furious row ensued between the referee and our lads.

یک بحث تند بین داور و جوانان ما درگرفت.

The boiler exploded and a big fire ensued.

دیگ بخار منفجر شد و آتش بزرگی رخ داد.

The conspirators took no part in the fighting which ensued.

توطئه‌گران در درگیری که رخ داد، نقشی نداشتند.

Adam raised the issue of multimedia applications and much useful discussion ensued.

آدام موضوع کاربردهای چند رسانه ای را مطرح کرد و بحث مفیدی در این باره شکل گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید