ententes

[ایالات متحده]/ɒnˈtɒnt/
[بریتانیا]/ɑnˈtɑnt/

ترجمه

n. توافقات یا درک‌ها بین طرفین

عبارات و ترکیب‌ها

peace ententes

اتفاقات صلح

military ententes

اتفاقات نظامی

trade ententes

اتفاقات تجاری

diplomatic ententes

اتفاقات دیپلماتیک

formal ententes

اتفاقات رسمی

strategic ententes

اتفاقات استراتژیک

regional ententes

اتفاقات منطقه‌ای

bilateral ententes

اتفاقات دوجانبه

multilateral ententes

اتفاقات چندجانبه

historical ententes

اتفاقات تاریخی

جملات نمونه

they signed several ententes to strengthen their cooperation.

آنها چندین پیمان را برای تقویت همکاری خود امضا کردند.

the ententes between the two countries were crucial for peace.

پیمان‌ها بین دو کشور برای صلح بسیار مهم بودند.

ententes can sometimes lead to misunderstandings if not clear.

پیمان‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند اگر واضح نباشند.

we need to establish ententes with our partners.

ما باید پیمان‌هایی با شرکای خود برقرار کنیم.

diplomatic ententes are essential for international relations.

پیمان‌های دیپلماتیک برای روابط بین‌المللی ضروری هستند.

they discussed the ententes during the summit meeting.

آنها در جریان اجلاس سران درباره پیمان‌ها بحث کردند.

new ententes were formed to address global challenges.

پیمان‌های جدیدی برای مقابله با چالش‌های جهانی تشکیل شد.

ententes help in fostering trust among nations.

پیمان‌ها به تقویت اعتماد بین ملت‌ها کمک می‌کنند.

the ententes were a result of lengthy negotiations.

پیمان‌ها نتیجه مذاکرات طولانی مدت بودند.

they are working on ententes to improve trade relations.

آنها در حال کار بر روی پیمان‌هایی برای بهبود روابط تجاری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید