enthral

[ایالات متحده]/ɪnˈθrɔːl/
[بریتانیا]/ɪnˈθrɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برده کردن؛ کسی را برده کردن؛ گیج کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلenthralled
زمان گذشتهenthralled
صفت یا فعل حال استمراریenthralling
شکل سوم شخص مفردenthrals
جمعenthrals

جملات نمونه

be enthral(l)led by a novel

به یک رمان مفتون شدن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید