enthrones

[ایالات متحده]/ɪnˈθrəʊnz/
[بریتانیا]/ɪnˈθroʊnz/

ترجمه

v. قرار دادن (یک پادشاه، ملکه یا اسقف) بر تخت; تاجگذاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

love enthrones

عشق بر تخت نشسته است

power enthrones

قدرت بر تخت نشسته است

wisdom enthrones

خرد بر تخت نشسته است

faith enthrones

ایمان بر تخت نشسته است

courage enthrones

شجاعت بر تخت نشسته است

truth enthrones

حقیقت بر تخت نشسته است

justice enthrones

عدالت بر تخت نشسته است

art enthrones

هنر بر تخت نشسته است

beauty enthrones

زیبایی بر تخت نشسته است

hope enthrones

امید بر تخت نشسته است

جملات نمونه

the king enthrones his son as the next ruler.

شاه پسرش را به عنوان حاکم بعدی تاجگذاری می‌کند.

the ceremony enthrones the new leader of the community.

آیین تاجگذاری، رهبر جدید جامعه را به قدرت می‌رساند.

she enthrones her passion for art in her career.

او اشتیاق خود را به هنر در حرفه خود به اوج می‌رساند.

the festival enthrones the spirit of unity among the people.

جشنواره، روح اتحاد را در میان مردم تقویت می‌کند.

the organization enthrones the values of honesty and integrity.

سازمان، ارزش‌های صداقت و یکپارچگی را در اولویت قرار می‌دهد.

the event enthrones the achievements of local artists.

این رویداد دستاوردهای هنرمندان محلی را به اوج می‌رساند.

he enthrones knowledge as the most important asset.

او دانش را به عنوان مهم‌ترین دارایی به اوج می‌رساند.

the new policy enthrones environmental sustainability.

این سیاست جدید، پایداری محیط زیست را در اولویت قرار می‌دهد.

the book enthrones the idea of self-discovery.

این کتاب، ایده کشف خود را به اوج می‌رساند.

the award ceremony enthrones the best performers of the year.

آیین اهدای جوایز، بهترین‌ها را در طول سال به اوج می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید