envenoms

[ایالات متحده]/ɪnˈvɛnəmz/
[بریتانیا]/ɪnˈvɛnəmz/

ترجمه

v. سمّی کردن یا سمی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

envenoms the wound

زخم را مسموم می‌کند

envenoms the prey

طرح شکار را مسموم می‌کند

envenoms quickly

به سرعت مسموم می‌کند

envenoms the attacker

حمله کننده را مسموم می‌کند

envenoms its victim

قربانی خود را مسموم می‌کند

envenoms with venom

با سم مسموم می‌کند

envenoms the environment

محیط را مسموم می‌کند

envenoms through bites

از طریق نیش زدن مسموم می‌کند

envenoms the food

غذا را مسموم می‌کند

جملات نمونه

the snake envenoms its prey before swallowing it whole.

مار قبل از بلعیدن کامل طعمه خود را مسموم می‌کند.

the villain envenoms the city with his toxic plans.

شرور شهر را با نقشه‌های سمی خود مسموم می‌کند.

she envenoms the conversation with her harsh words.

او مکالمه را با کلمات تندش مسموم می‌کند.

the spider envenoms its victims to immobilize them.

عقرب برای بی‌حرکت کردن قربانیان خود آن‌ها را مسموم می‌کند.

his jealousy envenoms their friendship over time.

حسادت او به مرور زمان دوستی آن‌ها را مسموم می‌کند.

the toxic waste envenoms the nearby river.

ضایعات سمی رودخانه نزدیک را مسموم می‌کند.

the rumor envenoms the atmosphere in the office.

شایعه فضای دفتر را مسموم می‌کند.

he envenoms the debate with personal attacks.

او بحث را با حملات شخصی مسموم می‌کند.

the infection envenoms the wound, causing severe pain.

عفونت زخم را مسموم می‌کند و باعث درد شدید می‌شود.

her bitterness envenoms her relationships with others.

تلخی او روابطش با دیگران را مسموم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید