envying

[ایالات متحده]/ˈɛnviɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛnviɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساس نارضایتی یا حسادت نسبت به مزایای دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

envying others

برخوردن دیگران

envying success

برخوردن موفقیت

envying wealth

برخوردن ثروت

envying happiness

برخوردن خوشبختی

envying beauty

برخوردن زیبایی

envying talent

برخوردن استعداد

envying fame

برخوردن شهرت

envying freedom

برخوردن آزادی

envying love

برخوردن عشق

envying lifestyle

برخوردن سبک زندگی

جملات نمونه

she couldn't help envying her friend's success.

او نمی‌توانست از حسادت به موفقیت دوستش چشم‌پوشی کند.

they were envying the beautiful sunset.

آنها غروب خورشید زیبا را با حسادت تماشا می‌کردند.

he found himself envying their carefree lifestyle.

او متوجه شد که حسرت زندگی بی‌دغدغه آنها را دارد.

many people are envying the celebrities' glamorous lives.

بسیاری از مردم زندگی پر زرق و برق مشاهیر را با حسرت می‌بینند.

she was envying her colleague's promotion.

او حسرت ارتقای همکارش را داشت.

he felt envying those who travel frequently.

او حسرت کسانی را داشت که زیاد سفر می‌کنند.

they started envying the couple's perfect relationship.

آنها شروع به حسادت به رابطه عالی زوج کردند.

after seeing the vacation photos, she felt envying her friends.

بعد از دیدن عکس‌های تعطیلات، او حسرت دوستانش را داشت.

he was envying the artist's talent and creativity.

او حسرت استعداد و خلاقیت هنرمند را داشت.

she often found herself envying those who are financially secure.

او اغلب متوجه می‌شد که حسرت کسانی را دارد که از نظر مالی امنیت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید