envying others
برخوردن دیگران
envying success
برخوردن موفقیت
envying wealth
برخوردن ثروت
envying happiness
برخوردن خوشبختی
envying beauty
برخوردن زیبایی
envying talent
برخوردن استعداد
envying fame
برخوردن شهرت
envying freedom
برخوردن آزادی
envying love
برخوردن عشق
envying lifestyle
برخوردن سبک زندگی
she couldn't help envying her friend's success.
او نمیتوانست از حسادت به موفقیت دوستش چشمپوشی کند.
they were envying the beautiful sunset.
آنها غروب خورشید زیبا را با حسادت تماشا میکردند.
he found himself envying their carefree lifestyle.
او متوجه شد که حسرت زندگی بیدغدغه آنها را دارد.
many people are envying the celebrities' glamorous lives.
بسیاری از مردم زندگی پر زرق و برق مشاهیر را با حسرت میبینند.
she was envying her colleague's promotion.
او حسرت ارتقای همکارش را داشت.
he felt envying those who travel frequently.
او حسرت کسانی را داشت که زیاد سفر میکنند.
they started envying the couple's perfect relationship.
آنها شروع به حسادت به رابطه عالی زوج کردند.
after seeing the vacation photos, she felt envying her friends.
بعد از دیدن عکسهای تعطیلات، او حسرت دوستانش را داشت.
he was envying the artist's talent and creativity.
او حسرت استعداد و خلاقیت هنرمند را داشت.
she often found herself envying those who are financially secure.
او اغلب متوجه میشد که حسرت کسانی را دارد که از نظر مالی امنیت دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید