eops

[ایالات متحده]/ˌiː.əʊˈpiːˈɛs/
[بریتانیا]/ˌiː.oʊˈpiːˈɛs/

ترجمه

abbr. صفحه مدار زمین - یک صفحه متناظر با مدار زمین؛ پایان بخش - یک نشانگر نشان دهنده پایان یک بخش
n. صفحه مدار زمین؛ پایان بخش؛ پایان قسمت

جملات نمونه

the chef added fresh eops to the stew for extra flavor.

شکارچی مقداری از ای‌اُپس تازه را به گوشت‌پزی اضافه کرد تا طعم آن بیشتر شود.

after a long day, she enjoyed a cup of eops tea.

پس از یک روز طولانی، او یک فنجان چای ای‌اُپس را لذت برد.

the eops market has seen significant growth this quarter.

بازار ای‌اُپس در این فصل دچار رشد معنی‌داری شده است.

farmers cultivate eops in special greenhouses during winter.

کشاورزان در زمستان ای‌اُپس را در گلخانه‌های ویژه کشت می‌کنند.

ancient recipes often included dried eops as a seasoning.

توصیف‌های قدیمی اغلب از ای‌اُپس خشک به عنوان یک فلفل‌کننده استفاده می‌کردند.

the aromatic eops filled the kitchen with a pleasant scent.

ای‌اُپس‌های عطردار فضای آشپزخانه را با بوی لذت‌بخش پر کردند.

eops production has become an important agricultural sector.

تولید ای‌اُپس به یکی از مهم‌ترین بخش‌های کشاورزی تبدیل شده است.

she learned traditional methods for harvesting eops from her grandmother.

او روش‌های سنتی برای برداشت ای‌اُپس را از پدربزرگش یاد گرفت.

the unique taste of eops makes it popular in fusion cuisine.

طعم منحصر به فرد ای‌اُپس آن را در فضولی‌های گذاری محبوب می‌کند.

local restaurants feature eops in their seasonal menus.

رستوران‌های محلی ای‌اُپس را در منوی فصلی خود به نمایش می‌گذارند.

scientists are developing new eops varieties with enhanced nutrition.

دانشمندان نسل‌های جدیدی از ای‌اُپس با تغذیه بهبود یافته را توسعه می‌دهند.

the eops festival attracts visitors from around the region.

جشن ای‌اُپس بازدیدکنندگانی از سراسر منطقه را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید