epho

[ایالات متحده]/ˈɛfoʊ/
[بریتانیا]/ˈɛfoʊ/

ترجمه

n. انرژی فتوسنجی
شکل‌های واژه
جمعephos

جملات نمونه

a new epoch of peace emerged after the long war.

پس از جنگ طولانی، دوره جدیدی از صلح ظهور کرد.

the jurassic epoch fascinated paleontologists worldwide.

دوره جوراسیک تمامی دانشمندان فسیل‌شناسی را جذب کرد.

we are living in the digital epoch of human history.

ما در دوره دیجیتالی تاریخ انسانی زندگی می‌کنیم.

the bronze epoch brought significant advances in metallurgy.

دوره مسی پیشرفت‌های مهمی در فلز‌کاری به دنبال داشت.

each geological epoch reveals different fossil patterns.

هر دوره زمین‌شناختی الگوهای فسیلی متفاوتی را نشان می‌دهد.

the romantic epoch produced magnificent literary works.

دوره رومانتیک آثار ادبی برجسته‌ای تولید کرد.

scientists study climate change throughout various epochs.

دانشمندان تغییرات اقلیمی را در طول دوره‌های مختلف مطالعه می‌کنند.

our current epoch faces unprecedented environmental challenges.

دوره فعلی ما با چالش‌های محیطی بدون پیشینه‌ای مواجه است.

the space epoch marked humanity's journey beyond earth.

دوره فضایی سفر انسان‌ها فراتر از زمین را نمایانگر بود.

historians divided ancient history into distinct epochs.

تاریخ‌نگاران تاریخ باستان را به دوره‌های متمایز تقسیم کردند.

the information epoch transformed global communication forever.

دوره اطلاعاتی ارتباط جهانی را برای همیشه تغییر داد.

ice ages represent cold epochs in earth's geological history.

یخچال‌زمان‌ها دوره‌های سردی را در تاریخ زمین‌شناختی زمین نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید