equitation

[ایالات متحده]/ˌɛkwɪˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɛkwɪˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا عمل سوارکاری؛ مهارت سوارکاری

عبارات و ترکیب‌ها

show equitation

نمایش سوارکاری

competitive equitation

مسابقه سوارکاری

basic equitation

سوارکاری پایه

dressage equitation

سوارکاری نمایشی

western equitation

سوارکاری غربی

equestrian equitation

سوارکاری اسب‌دوانی

advanced equitation

سوارکاری پیشرفته

equitation class

کلاس سوارکاری

equitation skills

مهارت‌های سوارکاری

equitation training

آموزش سوارکاری

جملات نمونه

equitation is an essential skill for horseback riding.

اسب‌سواری یک مهارت ضروری برای سوارکاری است.

she has a passion for equitation and spends every weekend at the stable.

او علاقه زیادی به سوارکاری دارد و هر آخر هفته را در طویله می‌گذراند.

learning equitation requires patience and practice.

یادگیری سوارکاری نیاز به صبر و تمرین دارد.

he excelled in equitation competitions last summer.

او تابستان گذشته در مسابقات سوارکاری پیشرفت زیادی کرد.

equitation classes are offered for all skill levels.

کلاس‌های سوارکاری برای همه سطوح مهارت ارائه می‌شود.

understanding the principles of equitation is crucial for safety.

درک اصول سوارکاری برای ایمنی بسیار مهم است.

she studied equitation to improve her riding technique.

او سوارکاری را مطالعه کرد تا تکنیک سواری خود را بهبود بخشد.

equitation can enhance the bond between horse and rider.

سوارکاری می‌تواند پیوند بین اسب و سوارکار را تقویت کند.

he teaches equitation at a local riding school.

او سوارکاری را در یک مدرسه سوارکاری محلی آموزش می‌دهد.

equitation involves both physical and mental skills.

سوارکاری شامل هر دو مهارت جسمی و ذهنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید