| جمع | eristics |
eristic argument
استدلال خصمانه
eristic dialogue
گفتگوی خصمانه
eristic debate
بحث خصمانه
eristic tactics
تاکتیکهای خصمانه
eristic reasoning
استدلال خصمانه
eristic style
سبک خصمانه
eristic discourse
گفتمان خصمانه
eristic position
موضع خصمانه
eristic exchange
تبادل خصمانه
eristic challenge
چالش خصمانه
his eristic approach often leads to heated debates.
رویکرد استدلالآمیز او اغلب منجر به بحثهای داغ میشود.
she enjoys eristic discussions about philosophy.
او از بحثهای جدلی در مورد فلسفه لذت میبرد.
the eristic nature of their arguments was evident.
طبیعت جدلی استدلالهای آنها آشکار بود.
in eristic debates, winning is often prioritized over truth.
در بحثهای جدلی، پیروزی اغلب بر حقیقت اولویت دارد.
his eristic style made him a controversial figure.
سبک جدلی او او را به چهرهای بحثبرانگیز تبدیل کرد.
eristic tactics can sometimes obscure the real issues.
تاکتیکهای جدلی گاهی اوقات مسائل واقعی را پنهان میکنند.
they engaged in an eristic exchange that lasted for hours.
آنها در یک تبادل جدلی شرکت کردند که ساعتها طول کشید.
her eristic tendencies often frustrate her friends.
تمایلات جدلی او اغلب دوستانش را ناامید میکند.
the eristic dialogue revealed deep-seated disagreements.
گفتگوی جدلی نشان دهنده اختلافات عمیق بود.
mastering eristic techniques can enhance your debating skills.
تسلط بر تکنیکهای جدلی میتواند مهارتهای بحث شما را افزایش دهد.
eristic argument
استدلال خصمانه
eristic dialogue
گفتگوی خصمانه
eristic debate
بحث خصمانه
eristic tactics
تاکتیکهای خصمانه
eristic reasoning
استدلال خصمانه
eristic style
سبک خصمانه
eristic discourse
گفتمان خصمانه
eristic position
موضع خصمانه
eristic exchange
تبادل خصمانه
eristic challenge
چالش خصمانه
his eristic approach often leads to heated debates.
رویکرد استدلالآمیز او اغلب منجر به بحثهای داغ میشود.
she enjoys eristic discussions about philosophy.
او از بحثهای جدلی در مورد فلسفه لذت میبرد.
the eristic nature of their arguments was evident.
طبیعت جدلی استدلالهای آنها آشکار بود.
in eristic debates, winning is often prioritized over truth.
در بحثهای جدلی، پیروزی اغلب بر حقیقت اولویت دارد.
his eristic style made him a controversial figure.
سبک جدلی او او را به چهرهای بحثبرانگیز تبدیل کرد.
eristic tactics can sometimes obscure the real issues.
تاکتیکهای جدلی گاهی اوقات مسائل واقعی را پنهان میکنند.
they engaged in an eristic exchange that lasted for hours.
آنها در یک تبادل جدلی شرکت کردند که ساعتها طول کشید.
her eristic tendencies often frustrate her friends.
تمایلات جدلی او اغلب دوستانش را ناامید میکند.
the eristic dialogue revealed deep-seated disagreements.
گفتگوی جدلی نشان دهنده اختلافات عمیق بود.
mastering eristic techniques can enhance your debating skills.
تسلط بر تکنیکهای جدلی میتواند مهارتهای بحث شما را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید