eristic

[ایالات متحده]/ɪˈrɪstɪk/
[بریتانیا]/ɪˈrɪstɪk/

ترجمه

adj. مربوط به جدل یا بحث
n. هنر مناظره؛ کسی که در مناظره شرکت می‌کند
Word Forms
جمعeristics

عبارات و ترکیب‌ها

eristic argument

استدلال خصمانه

eristic dialogue

گفتگوی خصمانه

eristic debate

بحث خصمانه

eristic tactics

تاکتیک‌های خصمانه

eristic reasoning

استدلال خصمانه

eristic style

سبک خصمانه

eristic discourse

گفتمان خصمانه

eristic position

موضع خصمانه

eristic exchange

تبادل خصمانه

eristic challenge

چالش خصمانه

جملات نمونه

his eristic approach often leads to heated debates.

رویکرد استدلال‌آمیز او اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

she enjoys eristic discussions about philosophy.

او از بحث‌های جدلی در مورد فلسفه لذت می‌برد.

the eristic nature of their arguments was evident.

طبیعت جدلی استدلال‌های آن‌ها آشکار بود.

in eristic debates, winning is often prioritized over truth.

در بحث‌های جدلی، پیروزی اغلب بر حقیقت اولویت دارد.

his eristic style made him a controversial figure.

سبک جدلی او او را به چهره‌ای بحث‌برانگیز تبدیل کرد.

eristic tactics can sometimes obscure the real issues.

تاکتیک‌های جدلی گاهی اوقات مسائل واقعی را پنهان می‌کنند.

they engaged in an eristic exchange that lasted for hours.

آن‌ها در یک تبادل جدلی شرکت کردند که ساعت‌ها طول کشید.

her eristic tendencies often frustrate her friends.

تمایلات جدلی او اغلب دوستانش را ناامید می‌کند.

the eristic dialogue revealed deep-seated disagreements.

گفتگوی جدلی نشان دهنده اختلافات عمیق بود.

mastering eristic techniques can enhance your debating skills.

تسلط بر تکنیک‌های جدلی می‌تواند مهارت‌های بحث شما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید