escaper

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتشار دهنده

جملات نمونه

the escaper had whipped his overcoat.

گریختگان بارانی‌اش را پوشیده بود.

17 The service and tax that governors impose on people get more and more heavy.The escaper is punished by very inappropriate ways.Many people are banished to the frontier of country or killed.

خدمات و مالیاتی که حاکمان بر مردم تحمیل می‌کنند، روز به روز سنگین‌تر می‌شود. فرارکنندگان به روش‌های بسیار نامناسب مجازات می‌شوند. بسیاری از مردم به مرزهای کشور تبعید یا کشته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید