escapisms

[ایالات متحده]/ɪˈskeɪpɪzəmz/
[بریتانیا]/ɪˈskeɪpɪzəmz/

ترجمه

n. اجتناب از واقعیت به وسیله انحراف یا خیالپردازی

عبارات و ترکیب‌ها

mental escapisms

گریزهای ذهنی

creative escapisms

گریزهای خلاقانه

digital escapisms

گریزهای دیجیتال

artistic escapisms

گریزهای هنری

fantasy escapisms

گریزهای فانتزی

temporary escapisms

گریزهای موقتی

emotional escapisms

گریزهای عاطفی

social escapisms

گریزهای اجتماعی

physical escapisms

گریزهای فیزیکی

virtual escapisms

گریزهای مجازی

جملات نمونه

many people turn to escapisms to cope with stress.

بسیاری از افراد برای مقابله با استرس به دنبال فرار هستند.

books and movies are popular forms of escapisms.

کتاب‌ها و فیلم‌ها از جمله فرم‌های محبوب فرار هستند.

video games often serve as escapisms for young adults.

بازی‌های ویدیویی اغلب به عنوان فرار برای جوانان بزرگسال عمل می‌کنند.

traveling can provide a sense of escapisms from daily life.

سفر می‌تواند حس فرار از زندگی روزمره را به ارمغان بیاورد.

some people indulge in escapisms to avoid facing reality.

برخی از افراد برای اجتناب از مواجهه با واقعیت به دنبال فرار هستند.

escapisms can be both healthy and unhealthy.

فرار می‌تواند هم سالم و هم ناسالم باشد.

art can be a powerful form of escapisms.

هنر می‌تواند یک شکل قدرتمند از فرار باشد.

finding healthy escapisms is important for mental well-being.

پیدا کردن فرارهای سالم برای سلامت روان مهم است.

people often seek escapisms during difficult times.

افراد اغلب در زمان‌های سخت به دنبال فرار هستند.

escapisms can help individuals recharge and regain focus.

فرار می‌تواند به افراد کمک کند تا دوباره شارژ شوند و تمرکز خود را بدست آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید