essaying

[ایالات متحده]/ɛˈseɪɪŋ/
[بریتانیا]/ɛˈseɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل آزمایش یا تلاش برای چیزی
v. شکل حال استمراری از essay؛ تلاش کردن یا امتحان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

essaying a task

تلاش برای انجام یک وظیفه

essaying a role

تلاش برای ایفا کردن یک نقش

essaying ideas

تلاش برای بیان ایده‌ها

essaying a concept

تلاش برای بیان یک مفهوم

essaying new methods

تلاش برای امتحان کردن روش‌های جدید

essaying solutions

تلاش برای یافتن راه حل‌ها

essaying a project

تلاش برای انجام یک پروژه

essaying different styles

تلاش برای امتحان کردن سبک‌های مختلف

essaying a performance

تلاش برای ارائه یک اجرا

essaying a theory

تلاش برای بیان یک نظریه

جملات نمونه

she is essaying a new role in the upcoming play.

او در حال بازی در نقش جدیدی در نمایش آینده است.

the students are essaying various styles of writing.

دانشجویان در حال امتحان سبک‌های مختلف نوشتاری هستند.

he is essaying to improve his public speaking skills.

او در تلاش برای بهبود مهارت‌های سخنرانی عمومی خود است.

they are essaying a new approach to solve the problem.

آنها در حال امتحان یک رویکرد جدید برای حل مشکل هستند.

the artist is essaying to capture the essence of the landscape.

هنرمند در تلاش برای به تصویر کشیدن جوهر منظره است.

she spent the afternoon essaying different recipes.

او بعد از ظهر را با امتحان کردن دستور العمل‌های مختلف گذراند.

he is essaying a comeback in the music industry.

او در تلاش برای بازگشت به صنعت موسیقی است.

the team is essaying to develop a new software application.

تیم در تلاش برای توسعه یک برنامه نرم افزاری جدید است.

they are essaying to understand the complex theory.

آنها در تلاش برای درک نظریه پیچیده هستند.

she is essaying to write a novel based on her experiences.

او در تلاش برای نوشتن رمان بر اساس تجربیات خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید