estufa

[ایالات متحده]/ˈɛstuːfə/
[بریتانیا]/ˈɛstuːfə/

ترجمه

n. چراغ گازی
شکل‌های واژه
جمعestufas

عبارات و ترکیب‌ها

the estufa

اestufa

the estufas

اestufاها

gas estufa

اestufا گازی

my estufa

اestufام

this estufa

این اestufا

turn on the estufa

اestufا رو روشن کن

estufa is hot

اestufا گرم است

kitchen estufa

اestufا آشپزخانه

estufa broke

اestufا شکست

جملات نمونه

i turned on the estufa to boil water for pasta.

من گاز را روشن کردم تا آب برای پاستا را بپزیم.

the old estufa de leña kept the cabin warm all night.

آشپزخانه قدیمی چوبی تمام شب خانه را گرم نگه داشت.

she learned to cook on her grandmother's traditional estufa.

او یاد گرفت که چگونه با آشپزخانه سنتی دادگانش پخته است.

always turn off the estufa when you're done cooking.

همیشه گاز را خاموش کنید وقتی پختن تمام شد.

the estufa in our rental apartment is gas-powered.

آشپزخانه در آپارتمان اجاره ای ما با گاز کار می کند.

the estufa was still warm from dinner preparations.

آشپزخانه هنوز از آماده سازی غذای عصر گرم بود.

he carefully placed the pot on the estufa.

او با دقت قابلمه را روی آشپزخانه گذاشت.

our new estufa has four burners and an oven.

آشپزخانه جدید ما چهار چراغ گاز و یک فر دارد.

children should never be left unattended near the estufa.

بچه ها هرگز نباید در نزدیکی آشپزخانه تنها گذاشته شوند.

the estufa wasn't working, so we couldn't make breakfast.

آشپزخانه کار نمی کرد، بنابراین ما نتوانستیم صبحانه بپزیم.

she adjusted the flame on the estufa to simmer the soup.

او گرما را روی آشپزخانه تنظیم کرد تا سوپ را آرام پزد.

we need to clean the estufa - it's covered in grease.

ما نیاز داریم آشپزخانه را تمیز کنیم - آن پر از چربی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید