euphemistic

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مُراقَبە

جملات نمونه

the euphemistic terms she uses to describe her relationships.

اصطلاحات ملایم‌تری که برای توصیف روابط خود به کار می‌برد.

نمونه‌های واقعی

Passed away is a polite, euphemistic way of saying 'died'.

درگذشتن یک راه مؤدبانه و ملایم برای گفتن 'جان باختن' است.

منبع: 6 Minute English

But instead to use the euphemistic phrase, " the N-word." Even this decision was complicated.

اما به جای استفاده از عبارت ملایم، "کلمه N". حتی این تصمیم نیز پیچیده بود.

منبع: TED Talks (Video Edition) March 2020 Collection

In non-Virtual reality In the euphemistic words of David, Zinsner intel's chief financial officer.

در واقعیت غیرمجازی، به عبارت ملایم دیوید زینزنر، مدیر مالی اینتل.

منبع: Economist Business

On the other hand, “facilitation payments”, a euphemistic term for the small bungs sometimes paid to foreign officials to expedite a legitimate service—a licence application, for instance—are discouraged.

از طرف دیگر، "پرداخت های تسهیلاتی"، یک اصطلاح ملایم برای رشوه های کوچک که گاهی اوقات به مقامات دولتی خارجی برای تسریع در ارائه خدمات قانونی - به عنوان مثال، درخواست مجوز - پرداخت می شود، مورد تشویق قرار نمی گیرد.

منبع: The Economist - International

In the euphemistic words of David Zinsner, Intel's chief financial officer, the rest of the year is looking " a lot noisier than it was even a month ago" .

به عبارت ملایم دیوید زینزنر، مدیر مالی اینتل، بقیه سال به نظر "خیلی پر سر و صدا تر از حتی یک ماه پیش" است.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید