evasiveness

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اجتناب، مبهم بودن یا دادن پاسخ‌های نامشخص.

جملات نمونه

Her evasiveness in answering questions raised suspicions.

اجتناب او از پاسخ دادن به سؤالات باعث ایجاد سوءظن شد.

The politician's evasiveness only fueled speculation about his involvement in the scandal.

اجتناب سیاستمدار تنها حدس و گمان در مورد نقش او در رسوایی را تشدید کرد.

His evasiveness during the interrogation made it difficult for the police to get any useful information.

اجتناب او در طول بازجویی باعث شد که به دست پلیس اطلاعات مفیدی به دست نیاید.

The suspect's evasiveness suggested guilt to the detectives.

اجتناب مظنون باعث شد که کارآگاهان احساس گناه کنند.

She was known for her evasiveness when it came to discussing personal matters.

او به دلیل اجتنابش در مورد مسائل شخصی شناخته شده بود.

The student's evasiveness about his grades hinted at possible academic issues.

اجتناب دانش آموز در مورد نمراتش به مشکلات احتمالی تحصیلی اشاره داشت.

The company's evasiveness regarding the layoffs only increased employee anxiety.

اجتناب شرکت در مورد تعدیل نیروها تنها باعث افزایش اضطراب کارکنان شد.

The evasiveness of the witness cast doubt on the credibility of his testimony.

اجتناب شاهد بر اعتبار شهادت او سایه انداخت.

His evasiveness in avoiding commitments frustrated his friends.

اجتناب او از تعهدات دوستانش را ناامید کرد.

The evasiveness of the suspect delayed the investigation process.

اجتناب مظنون روند تحقیقات را به تأخیر انداخت.

نمونه‌های واقعی

" I thought we were past all the evasiveness, " I grumbled.

من فکر می‌کردم از همه فرارها گذشته‌ایم، " غر زدم.

منبع: Twilight: Eclipse

Doctor Ladislau stirred in a feeble negative, signalling up a vague Slavic evasiveness.

دکتر لادیسلاو با حالتی ضعیف منفی سر تکان داد و نشانه‌ای از فرار اسلاوی مبهم را نشان داد.

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

'I must consider! ' she replied, with perturbed evasiveness.

'باید در نظر بگیرم! ' او با فرار آشفته پاسخ داد.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

The apparent evasiveness of the reply caused Charity's indignation to overflow.

ظاهر فرار پاسخ باعث سرریز شدن خشم خیریه شد.

منبع: Summer

She presently did so, while Morris looked at him, smiling, without a sign of evasiveness in his affable eye.

او بلافاصله این کار را انجام داد، در حالی که موریز به او نگاه می‌کرد، با لبخند، بدون هیچ نشانه ای از فرار در چشم مهربانش.

منبع: Washington Square

Evidence on its transmissibility and immune evasiveness is also still preliminary and emerging, according to a statement from New Zealand's Ministry of Health on Tuesday.

بر اساس بیانیه وزارت بهداشت نیوزیلند در روز سه شنبه، شواهد در مورد قابلیت انتقال و فرار ایمنی آن هنوز هم مقدماتی و نوظهور است.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

But his evasiveness exasperated her, and suddenly she felt the inconsistent desire to hold him fast, face to face with his own words.

اما فرار او باعث خشم او شد و ناگهان احساس کرد که میل ناسازگارانه ای برای نگه داشتن او به سرعت، رو در رو با خودش دارد.

منبع: People and Ghosts (Part 2)

The reason we're seeing more reinfections with BA. 5 is partly due to its immune evasiveness — mutations in its spike protein that help it sidestep antibodies to prior variants.

دلیل اینکه شاهد آلودگی مجدد بیشتری با BA. 5 هستیم، تا حدی به دلیل فرار ایمنی آن است - جهشاتی در پروتئین پوششی آن که به آن کمک می کند از آنتی بادی ها در برابر سویه های قبلی اجتناب کند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 Compilation

" There are very few to-day, " said Vyse, with his irritating evasiveness; and Betton rejoined squarely: " Oh, they'll stop soon. The book's a failure" .

“ امروز خیلی کم هستند،” وایس با فرار آزاردهنده اش گفت؛ و بتون به طور مستقیم پاسخ داد: “ اوه، آنها به زودی متوقف خواهند شد. کتاب شکست خورده است.

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید